کلیدواژگان:تمامیت ارضی و قانون اساسی+کتب ضدتاریخی تخریب هویت ملی+نژادپرستی درآثار مکتوب+جایگاه زبان
ملتهای کهن آنهایی هستند که پیش از صورتبندی آموزه ملیگرایی صاحب آگاهی و هویت ملی شدهاند، و ملتهای جدید آنهایی هستند که دو فرآیند تشکیل آگاهی ملی و ظهور جنبشهای نوین ملیگرایانه را بهطور همزمان تجربه کردهاند. در جوامعی مانند ایران، چین، یونان و... تصوری از ملیت و کیستی ملی در جامعه موجود بود و با ورود این ملل به دوران مدرن این تصور توسط نخبگان بازتولید و تقویت گردید تا زیر بنایی نیرومند برای دولت مدرن باشد. ایران به عنوان یک دولت- ملت مدرن پس از نهضت مشروطه موضوعیت پیدا کرد ولی به عنوان یک جامعه که فهمی از هم میهنی و همبستگی ملی در آن رواج داشت؛ دستکم از آغاز دوره ساسانی تبلور یافته بود. چنین جامعهی کهنی براساس دستگاهی از ارزشهای همگانی ساخته میشود و لاجرم برای حفظ و استمرار خود نیازمند استواری این ارزشها یا مولفهها است. زبان پارسی، تجربهها و آرزوهاي مشترک ملی، آیین تشیع، باور به استمرار تاریخی هویت ایرانی و ... همگی بخشی از این دستگاه است.
یادداشت نخست: