تقدی بر مقاله ملی گرایی دموکراتیک بیژن حکمت

فروپاشی ملی یا ملی گرایی دموکراتیک!

سالار سیف الدینی

 پل براس یکی از نظریه پردازان سرشناس قومیت و ناسیونالیسم است که پژوهش های زیادی در خصوص مباحث مربوط به این حوزه به ویژه در کشورهای در حال توسعه انجام داده است.اثر معروف وی «قومیت و ناسیونالیسم:تئوری و مقایسه» نام دارد ،که در آن نظریه معروفش در خصوص نقش و تاثیر نخبگان در جنبش های قومی را تشریح کرده است.

براس که به مطالعه دقیق و موردی جوامع هند و پاکستان و نقش نخبگان قومی این کشورها در حرکت های ناحیه گرا پرداخته است می نویسد:

«هنگامی که نخبگان مخالف دولت، فاقد ابزارهای قدرت یا خشونت باشند به منظور رقابت موثر با دولت به نمادها و نمادسازی روی می آورند.اگر این نخبگان از میان گروه های قومی (اعم از فرهنگی،زبانی و مذهبی) برخاسته باشند منابع سمبولیک مورد کاربرد آنان بر مبنای اختلاف های فرهنگی،زبانی و مذهبی خواهد بود».

در واقع در نظریه پل براس پروژه «اتنو-سمبولیسم» که یکی از نظریه های مهم آنتونی. دی اسمیت است به وسیله نخبگان قومی پیش برده می شود. باین ترتیب ممکن است ابزار مبارزه برخی از نخبگان قومی با دولت بر اساس خواسته های قومی شکل بگیرد، ولی معلوم نیست که این خواست ها در میان توده مردم نیز دارای زمینه اجتماعی است یا خیر!معمولا نخبگان قومی خواسته های خود را مطالبه توده نشان می دهند و همه هنر آن ها این است که بتوانند این "قلب" را به سایرین بباوردانند.

ادامه نوشته

ناسیونالیسم در ایران قرن بیست و دکتر مصدق،ریچارد کاتم

ناسیونالیسم در ایران قرن بیست و دکتر مصدق

ریچارد کاتم

مقاله حاضر بخشی از مجموعه جستارهای کتاب "مصدق،نفت و ناسیونالیسم ایرانی" می باشد که جیمز بیل و ویلیام راجرز لوئیس در کتابی با همین عنوان گردآورده اند و توسط مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه تگزارس منتشر شده است. کتاب مزبور در ایران از سوی عبدالرضا هوشنگ مهدی و کاوه بیات ترجمه شده و در اختیار خوانندگان قرار دارد.  

[از داخل متن...]

در ايران از بدو آغاز فرايند دگرگوني‌هاي سريع، آذربايجاني‌ها يعني بزرگترين و مهم‌ترين جماعت قومي اقليت كشور، تعلق شديدي نسبت به جامعة ملي ايران نشان داده‌اند. با روي آوردن بخش روزافزوني از اهالي ترك زبان كشور به صحنة سياسي، اين گروه نيز تقريباً همانند هموطنان فارسي زبان خود رفتار كردند. تبريز كه بعد از تهران مقام دوم را داشت، به كانون ناسيوناليسم ايراني تبديل شد. در دورة رضاشاه آذربايجاني‌ها احساس مي‌كردند كه از لحاظ اقتصادي و سياس تا حدودي محروم مانده‌اند. مساعي شوروي در سال‌هاي 1945 و 1946 براي دامن زدن به نوعي احساسات جدايي‌خواهانه در ميان آذربايجاني‌ها، خود آزموني بود بر وابستگي ملي آذربايجاني‌ها. نتايج حاصله نشان داد كه آن بخش از آذربايجاني‌هايي كه در سال‌هاي دهة 1940 حضور سياسي داشتند، نسبت به هر دو جماعت ملي ايراني و جماعت قومي آذربايجاني تعلق خاطري استوار بروز دادند. گذشته از آن، انتخابات 1952 [1331] بيانگر احساس تعلق شديد آنان به جامعة مسلمان شيعه نيز بود. گرايش‌هايي كه به طرفداري از جبهة ملي در آذربايجان دورة مصدق پديدار شد با آنچه در مناطق فارسي زبان ايران جريان داشت، مطابقت مي‌كرد.

فایل پی دی اف را دانلود نمایید


نهضت مشروطیت

ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران

شادروان فریدون آدمیت

محمد علی شاه همین اندازه فهمیده بود که با مجلس سرو کار داشتن مایه دردسر است. اما نفهمید که مجلس نماینده حاکمیت ملی است و قانون اساسی سلطنت را به نام ملت به او تفویض داشته...

فایل پی دی اف را دانلود نمایید

«تبارشناسی حاکمیّت ملّی»

«تبارشناسی حاکمیّت ملّی»

با تاکید بر اندیشه های شیخ محمد خیابانی

سالار سیف الدینی 

●درآمد  

●اهمیت و فایده جستار

●حاکمیت

●حاکمیّت ملّت:  -یکم/فراگشتِ  فلسفی و تاریخی؛      -دوم/بازشناسی و تعریف؛

●دولت ملی و مفهوم شهروندی:

●دولت و دولت ملی در ایران:

-یکم/بازشناسی و پیشینه نظری:   ۱- دولت هگلی؛             ۲ -دولت-ملت؛

-دوم/ پیشینه تاریخی:               صفویان و حکومت ملی؛

پدیده دولت ملّی نتیجه گفتمان ملت گرایی

دولت پنهان یا مافیای سیاسی

حاکمیت ملی در قانون اساسی مشروطیت

● شیخ محمد خیابانی کوشنده ای آوانگارد در راه حاکمیت ملّی

●آثار پذیرش اصل حاکمیت ملی

●بهره سخن

نسخه پی.دی. اف را دانلود نمایید

ناسيوناليسم، هويت و دولت ملي در تئوري اجتماعي

ناسيوناليسم، هويت و دولت ملي در تئوري اجتماعي

حبیب الله فاضلی (دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران)

 

□چکیده:

 استدلال كلي اين مقاله دو موضوع اساسي در باب ناسيوناليسم به عنوان داعيه‌اي هويتي را در بر مي‌گيرد، نخست آن‌كه مي‌كوشد با تمايزگذاري ميان دو نوع ناسيوناليسم كلاسيك و مدرن، پندار ناسيوناليسم به‌عنوان مولود مدرنيسم و روشنگري را رد كرده و حس ناسيوناليستي يا ميهن‌دوستي را به طول تاريخ بشر تسري دهد و از طرفي ديگر ادعاي ايدئولوژي بودن ناسيوناليسم را نپذيرفته و آن را به‌عنوان نظريه‌ي «انديشه‌ و عمل» تنها بخشي از نظام ارزشي جوامع مي‌داند كه تجلي نهايي آن بسته به نوع چينش گزاره‌هاي هر نظام ارزشي مي‌باشد. اين نوع چينش ناسيوناليسم در كنار ساير ارزش ها باعث شده تا اين نظريه دستمايه جهانگشايي و جنگهاي جهاني گردد و رهبراني همانند موسوليني و هيتلر نمايندگان آن به حساب آيند، در حالي كه رهبراني همانند ماندلا، سوكارنو و مصدق با اين انديشه پيام‌آور رهايي و استقلال گرديده‌اند. اين مقاله درصدد آن است تا بيان كند علي‌رغم فرآيند جهاني‌شدن نه تنها اعتبار ناسيوناليسم و دولت - ملت ها از دست نرفته بلكه شواهد و قراين فراواني بر اعتبار دايمي آنها حكايت مي‌كند. با اين اوصاف كوشيده‌ايم تا نوع نگاه به ناسيوناليسم و دولت - ملت را در بخشي از نظريه اجتماعي و فلسفي قرن 19 و 20 پي‌گيري نماييم.

ادامه نوشته

آرمان‌های انقلاب مشروطه

 

آرمان‌های انقلاب مشروطه

<دکتر حمید احمدی

بخش اعظم نگاه ما ایرانی‌ها به انقلاب مشروطه، کاهش‌گرایانه است. به‌قول طرفداران ایدئولوژی علم، دچار یک تقلیل‌گرایی  هستیم و انقلاب مشروطه را از کل به یکی از عناصر آن کاهش می‌دهیم. سپس بر آن پايه، در مورد آرمان‌ها، پي‌آمدها و دست‌آوردهای انقلاب مشروطیت تحلیل می‌کنیم. چنين نگرشي خطاساز است.

پيش از اين‌كه درباره‌ي دست‌يابي يا عدم دست‌يابي به آرمان‌های انقلاب مشروطه سخن بگويم، به برخي از اين مشکلاتِ خوانشي درباره‌ي آرمان‌های انقلاب مشروطه اشاره مي‌كنم. به‌نظر من در پنجاه سال اخیر، چه تحلیل‌گران و پژوهش‌گران و چه سیاست‌مداران و روزنامه‌نگاران، در روش‌شناسی و معرفت‌شناسی انقلاب مشروطیت دچار مشکلات اساسی شده‌اند.

مشکل روش‌شناسی از دو بعد قابل بررسي است: مطالعه‌ یا تحلیل ما از انقلاب مشروطه تحلیلي علمی نیست؛ یعنی، به‌جای اين‌كه انقلاب را در زمان خودش تحلیل کنیم، بر اساس زمانه‌ي خود و در نتيجه، آرمان‌ها و علایق و ارزش‌ها و مسایل و دغدغه‌های امروزی خودمان آن را بحث و تحلیل می‌کنیم. بنابراین نمي‌توانيم درک درستی از انقلاب داشته باشيم و آن‌چه می‌گوییم مشکلات امروزی ماست. بايد نخست انقلاب مشروطه را بر اساس شرایط و داده‌های مهم زمان خودش و منابع دست اول مورد مطالعه قرار دهیم.

مشکل دوم ما این است که انقلاب مشروطه در عمده‌ی آثار و نوشته‌های امروزی از دید نخبه‌گرایی - آن‌هم نخبگان اپوزیسیون ایران - بررسی شده است. یعنی اکثر نیروهای مخالف - احزاب چپ و راست یا مذهبی - که اکثراً نخبه‌گرا و در مقام اپوزیسیون بوده‌اند، به‌جاي بررسی جامع از دید مردم و جامعه، از زاويه‌ي دیدگاه و دغدغه‌های خودشان نسبت به نظام و ارزش‌های سیاسی، به‌تحليل انقلاب مشروطه مي‌پردازند

ادامه نوشته