کله طاس ها

كله طاس‌ها

Skinheads

در حالي كه جنبش‌هاي برتريخواهي سفيدپوستان در سال‌هاي اخير افول داشته‌اند، اما كله طاس‌ها همچنان پيرواني از تمامي اروپا و ايالات متحده به خود جذب مي‌كنند. كله طاس‌ها از الگوي همتايان بريتانيايي خود در دهة 1970 پيروي كرده‌اند، همتاياني كه در دهة 1970 با سازمان‌هاي نئوفاشيستي همچون جبهة ملي (NF) و جنبش‌هاي بريتانيا (BM) متحد شدند و با جنبش‌هاي سياسي مستقر پيوند برقرار كردند. اگرچه كله طاس‌ها هيچ ساختار سازماني رسمي ندارند، اما مكمل‌هاي مطلوبي براي بعضي از گروه‌ها همچون كلوكلوكس كلن kuklux klan، ليبرتي لابي the liberty lobby، گروه‌ها مقاومت آريايي‌هاي سفيد the white Aryan Resistance، و جبهة ملي‌گراي تندرويِ جناح راستي آلمان و احزاب دويچ الترنتيو Deutch Alternative بوده‌اند.

كله طاس ها كه در اواخر دهة 1960 در انگلستان ظهور كردند، به خوبي نشانگ واكنشي خصمانه از سوي طبقه كارگر به تحولات فرهنگي مطلوب جوانان آن دوره هستند. كله طاس‌ها كه از سوي جوانان دورن شهرهاي[1] بريتانيا حمايت مي‌شدند، به آزار و اذيت گروه‌هاي «غيرخودي» به‌ويژه مهاجران آسياي جنوبي ـ كه از سوي آنها «پاكي» ناميده مي‌شوند، مي‌پرداختند. يونيفورم آنها متشكل از كلة طاس، شلوار لي كار با بندهاي نگه دارنده، و چكمه‌هاي صنعتي بود. كله طاس‌ها كه زماني را به افول گذراندند، بار ديگر در سال‌هاي 1978 به عنوان بخشي از احياي جنبش‌هاي نژادپرست ظهور كردند.

ادامه نوشته

the ethnic Question in iran, kave bayat ,The Middel East Report: 2005

مسئله قومی در ایران

کاوه بیات- مجله  انگلیسی زبان گزارش خاورمیانه 

برای دیدن مقاله کلیک کنید


گفتگو با احسان هوشمند،جامعه شناس

مليت، هويت و فدراليسم

گفت‌وگو با احسان هوشمند

امروزه نهاد دولت ـ ملت از دو زاويه مورد تهديد  قرار مي‌گيرد؛ از بيرون به‌وسيله جهاني‌شدن و از درون به‌وسيله برجسته‌كردن گروه‌هاي خُرد و فرو-ملي كه هر يك ممكن است خواستار خروج از حاكميت ملي يا تحديد آن در منطقه مورد ادعاي خود باشند. به نظر نمي رسد در ايران چنين وضعيتي حكمفرما باشد و جدا از دخالت‌هاي خارجي در حوزه اقوام، نگراني خاصي حس نمي‌شود، ولي در كل دو تحول بزرگ در دو دهه گذشته تأثير زيادي بر هويت ملي و به دنبال آن امنيت ملي در كشور ما داشته است: نخست فروپاشي شوروي و ديگري اشغال عراق و برپايي نظام فدرالي در اين كشور. آنچه در زير مي‌آيد حاصل گفت‌وگو با احسان هوشمند، جامعه‌شناس و كارشناس مسائل هويتي بويژه در حوزه كردستان است.

 

پيش از ورود به بحث با توجه به اين كه گفت‌وگو را پيرامون چند فرهنگ‌گرايي ادامه خواهيم داد شايدبهتر باشد شناسايي و تعريف درستي از مقوله قوميت در معنايethnicity داشته باشيم. با عنايت به تعاريفي كه از اين فرايافت در چند دهه گذشته در غرب شده، آيا چنين پديده‌اي در كشور ما قابل شناسايي است يا نه؟ يعني اگر آن‌گونه كه در مطالعاتي كه در غرب انجام شده، قوميت را به معناي تفاوت‌هاي فيزيكي و جسماني بگيريم مي‌تواند در ايران مبناي تقسيم‌بندي باشد؟

 ●●نزديك به 7 دهه است که به طور جدی درباره قوميت (به معناي اتنيك) که یکی از مباحث نوین در حوزه علوم انسانی است مطالعه می‌شود و در ایران دو دهه‌ای است که به آن توجه می‌شود، هرچند هیچ رشته دانشگاهی و یا دپارتمان علمی مستقل در این حوزه وجود ندارد. باوجود عمر کم این حوزه، آثار متعددی به صورت مجلات و کتاب‌های معتبر منتشر می‌شود و به زبان فارسی هم کم و بیش آثاری منتشر شده است.

ادامه نوشته