فرقه دموكرات آذربايجان+وابستگي به شوروي+مطبوعات تركيه+اشغال ايران توسط شوروي
موضع مطبوعات تركيه نسبت به فرقه دموكرات آذربايجان
1324 تا 1325
توضيح: جستار زير بخشي از مقاله محمدعلي بهمني قاجار، تحت عنوان نگراني هاي تركيه،آمد و نيامد پان تركيسم است كه در شماره 48 فصلنامه گفتگو منتشر شده است. اين مقاله موضع مطبوعات تركيه نسبت به فرقه دموكرات پيشه وري را بر اساس نشرياتي چون وقت،گچه پستاسي،جمهوريت،آكشام و... بررسي كرده و نشان مي دهد كه مطبوعات اين كشور نيز در همان زمان نسبت به تحولات ايران و آذربايجان وحضور نيروهاي ارتش سرخ موضع منفي داشتند و فرقه دموكرات به لحاظ وابستگي به شوروي تقبيح مي كردند. وبلاگ تخصصي ناسيوناليسم بخش هايي از آن مقاله را منتشر و علاقه مندان و محققان را به اصل مقاله در مجله گفتگو ارجاع مي دهد
ديدگاه غالب در تركيه فرقه دموكرات آذربايجان را نه تنها وابسته و دستنشاندة روسيه شوروي ميدانست بلكه براي اين فرقه هيچگونه اصالتي قائل نبود و آن را دستپخت دولت شوروي ميپنداشت. در اينجا به نمونههايي چند در مورد نظر روزنامهنگاران تركيه دربارة موضوع مستقل يا وابسته بودن فرقه دموكرات آذربايجان و جنبش ايجاد شده به وسيله اين فرقه اشاره ميگردد.
نظامالدين نظيف از روزنامهنگاران تركيه در مقالهاي كه در روزنامه گيچهپستاسي در ٢٤ اوت 1945/ ٢ شهريور 1324 منتشر كرد استدلالهاي ارائه شده از سوي دولت شوروي را در مورد عدم وابستگي رخدادهاي مورد بحث به سياستهاي اين دولت نفي كرد. نظيف در اين مقاله كه عنوان آن «شكنجه و زجري كه ايران ميكشد، ديگر بايد به پايان برسد» بود دربارة ماهيت رخدادهاي ايران نوشت: «اين اقدامات را نميتوان به حساب غلّيان و هيجان ايدهآليستي كاسبان فقير ايراني گذاشت. اين واقعه همان نقش فجيعي است كه در قالب بالكان، يعني در بلغارستان در صورت ظاهر و به نام دموكراسي بازي ميشود. يعني وضع و تابلوي فيجع ايران به لوحة درماتيك بلغارستان اضافه ميشود».[1]
عمر رضا دوغرول يكي ديگر از روزنامهنگاران تركيه نيز در مقالهاي با عنوان «آذربايجان و ايران» كه در ٢١ آوريل 1946/ ارديبهشت 1325 روزنامه جمهوريت انتشار يافت به ماهيت وابسته فرقه دموكرات اشاره كرده و رخدادهاي آذربايجان را به طور كامل محصول سياست امپرياليستي شوروي عنوان كرد. دوغرول در اين مقاله تصريح مينمايد: «بيگانه اشغال ايران را فرصتي مناسب دانسته و سعي كرده كه تيشه به ريشه تماميت ارضي ايران بزند».[2] دوغرول در ادامه اين مقاله به نوع مطالبات مردم آذربايجان از دولت مركزي نيز اشارههايي دارد كه در بخش بعدي اين يادداشت بدان اشاره ميگردد.
یادداشت نخست: