زمان ملت شدن

زمان ملت شدن کی است؟


واکر کانر

 كمي بيش از يك دهه قبل، اوژن وبر، كتابي نوشت با عنوان جالب تبديل كشاورزان به فرد فرانسوي: نوسازي فرانسوي روستايي 1914-1870. وي در كتاب به‌صورت اقناع كننده‌اي تزي را مطرح مي‌سازد كه اكثريت ساكنين روستايي و شهرهاي كوچك در 1870 و حتي اواخر جنگ جهاني اول خود را به‌عنوان اعضاي ملت فرانسه محسوب نمي‌كنند. با استثناء نسبي مناطق شمال و شرق پاريس، ادغام حومه به نظام سياسي و اجتماعي فرانسه كاري بي‌فايده بوده است. دهكده نوعي جداافتادة فيزيكي، سياسي و فرهنگي است. شبكه معروف جاده‌اي براساس چهارچوبي بود كه شهرهاي اصلي را به پاريس متصل مي‌كرد ولي جاده براي دسترسي به روستاها وجود نداشت.[1]


نظام مدرسه، نظير روياي ژاكوبني ملت فرانسوي واحد و تك زبانه هنوز ناكافي و ناقص بود.(١) براي تودة روستايي و نيز اكثر ساكنين فرانسه ـ جهان و هويت معنادار به سختي فراتر از روستا مي‌رفت. بر اين اساس يك ناظر فرانسوي در اواسط قرن نوزده زندگي در حومه شهر را اين طور توصيف مي‌كند: هر دره‌اي دنياي كوچكي است كه از دنياي همسايه تفاوت دارد، نظير تفاوت مريخ از اورانوس. هر دهكده‌اي يا ايل و نوعي دولت با ميهن‌پرستي خاصي خودش است.



ادامه نوشته

"ISLAM AND NATIONALISM"


 new book series from Palgrave Macmillan
Series editors Umut Özkırımlı and Spyros Sofos - Center for Middle Eastern Studies, Lund University. 


International Advisory Board includes (in alphabetical order) Seyla Benhabib, Sondra Hale, Deniz Kandiyoti, Saba Mahmood, Jorgen S. Nielsen, James Piscatori, Gayatri C. Spivak, Bryan S. Turner, Peter van der Veer, Nira Yuval-Davis and Sami Zubaida.

One of the main objectives of this series is to explore the relationship between Islam, nationalism and citizenship in its diverse expressions. The series intends to provide a space for approaches that recognize the potential of Islam to permeate and inspire national forms of identification, and systems of government as well as its capacity to inspire oppositional politics, alternative modes of belonging and the formation of counterpublics in a variety of local, national or transnational contexts.

By recognizing Islam as a transnational phenomenon and situating it within transdisciplinary and innovative theoretical contexts, the series will showcase approaches that examine aspects of the formation and activation of Muslim experience, identity and social action. In order to do justice to, and make better sense of contemporary Islam, the series also seeks to combine the best of current comparative, genuinely interdisciplinary research that takes on board cutting-edge work in sociology, anthropology, nationalism studies, social movement research and cultural studies as well as history and politics. As research on Islam as a form of identity is rapidly expanding and as interest both within the academia and the policy community is intensifying, we believe that there is an urgent need for coherent and innovative interventions, identifying the questions that will shape ongoing and future research and policy, and exploring and formulating conceptual and methodological responses to current challenges.

The proposed series is intended to play a part in such an effort. It will do so by addressing a number of key questions that we and a large number of specialist interlocutors within the academia, the policy community, but also within Muslim organizations and networks have been grappling with. Our approach is premised on our understanding of Islam and the concept of the nation as resources for social identification and collective action in the broadest sense of these terms, and the need to explore the ways in which these interact with each other, inform public debate, giving rise to a diversity of experiences and practices.

We would like to thank The Center for Middle Eastern Studies, Lund University, for their support in initiating the series

ناسیونالیسم و فاشیسم

ناسیونالیسم و فاشیسم، تفاوت ها

تیرداد بنکدار | میان دو مفهوم فاشیسم و ناسیونالیسم، تفاوتهای معنایی عمده ای است، اما در عین حال، باورمندان به هر دوی این ایدئولوژیها، توانایی دور و نزدیک شدن به یکدیگر را دارا می باشند. بسیاری از منتقدان ناسیونالیسم، همواره با استناد به برخی از تجربیات تاریخی نیمه نخست قرن بیستم میلادی، آن را مساوی یا دست کم مستعد فاشیسم می دانند، در حالی که لزوماً این چنین نیست. در این نوشتار کوشش بر این خواهد بود که ضمن اشاره ای کلی و گذرا به هردوی این مفاهیم، نقاط افتراق و زمینه های اجتماعی یکسان و متفاوت آن ها را بررسی کرده، و سپس به رابطه و اثرات متقابل این دو ایدئولوژی بر یکدیگر خواهیم پرداخت. البته شاید لازم باشد که بر این مهم نیز تاکید کنم که مسائل مطرح شده در این نوشتار، یک بررسی نظری از تجربه تاریخی اروپا است که شاید همه موارد آن قابل تعمیم و یا تطبیق با جهان غیر اروپایی به طور اعم، و خاورزمین به طور ویژه نباشد.

ادامه نوشته

نگاهی به هیجان های هویتی در بازی فوتبال- تیم تراکتورسازی

بازی تراکتور سازی

سیروس سرابی

منبع: وطن یولی،نشریه دانشجویی دانشجویان آذربایجانی دانشگاه تهران


فلسفه های سیاسی یا اجتماعی که از سوی فیلسوفان سیاسی یا روشنفکران و نخبگان ایجاد و پردازش می شوند معمولاً در سطح توده به سختی رواج پیدا می یابند. یکی از علل آن ادبیات تخصصی و غلیظ این دیدگاه است که دریافت و درک درست آن نیازمند پیش زمینه های مطالعاتی و فکری است از طرف دیگر نخبگان نمی توانند بدون همراهی توده جریان خود را پیش ببرند و در جامعه جا بیاندازنداز همین رو نیازمند ارائه ی روایتی ساده سازی شده از اندیشه های خود هستند. در غرب برای پیش بردن این منظور از زمینه هایی استفاده می شود که مورد علاقه توده مردم باشد و مردم بتوانند راحت با آن ارتباط برقرار سازندبرای مثال فلسفه ساتانیسم به همراه نوع خاصی از موسیقی ارائه می شود و به راحتی با اقبال میلیونی روبرو می گردد. موسیقی، ورزش، سینما و امثال آن آسان و زودتر فاصله را در می نوردند و با همه گروه های سنی ارتباط برقرار می کنند.

ادامه نوشته

ناسيونال ليبراليسم

بنیان های نظری ناسیونال لیبرالیسم

یک جنبش ملی زمانی به وجود می آید که برخی مردم، روشنفکران و نخبگان به این نتیجه برسند که ملت بودن مورد تهدید نیروهای تضعیف‌کننده و خرد‌کننده قرار می‌گیرد. این تهدیدات ممکن است از بیرون یعنی جهانی شدن، دولتهای رقیب، جهان وطنی و… باشد و یا از درون به وسیله مهاجران، اقلیت‌های ناساز و نیروهای دیگر صورت بگیرد. در سال‌های اخیر بر ادعاهای ایدئولوژی بودن ناسیونالیسم، خدشه های زیادی وارد شده است و معمولا در مطالعات جدید، آن را نه یک ایدئولوژی که یک بینش ناظر بر نظر و عمل دانسته اند که سامانی آشفته دارد. بنابراین ناسیونالیسم خود ایدئولوژی نیست اما با بیشتر ایدئولوژی ها همراه می‌شود.

از سویی ملی گرایی هر چه باشد نمی تواند هدفی جز ایجاد شرایط بهتر برای زندگی در چارچوبی که آن را میهن می‌نامد و خوشبخت کردن اعضای ملت داشته باشد.

امیل دورکیم از میهن به عنوان والاترین جامعه سازمان یافته یاد می‌کند و تاکید دارد که انسان ها نمی‌توانند بدون میهن به سر ببرند چون نمی‌توانند خارج از جامعه سازمان یافته زندگی کنند (گیبرنا، ۱۳۷۸: ۴۵). گسترش کمونیسم بر بخش مهمی از جهان در آغاز سده بیستم با پیروزی انقلاب اکتبر باعث غلبه قرائت های توتالیر و تنگ نظرانه فاشیستی از ملی گرایی در جهان شد و از آن پس ملی گرایان از سوی رقبا با اتهامات مشابهی روبرو شدند. مورخان که زمانی از مشوقان عمده ناسیونالیسم در واحدهای ملی بودند پس از جنگ به یکی از بزرگ ترین دشمنان و منتقدان ناسیونالیسم بدل شدند. آنان ها پیامدهای خون بار بسیاری را به ناسیونالیسم نسبت دادند که دامنه آن از سیاست گذاری های نامعقول اجتماعی و فرهنگی گرفته تا خودکامگی رعب انگیز و بی ثبایت جهانی گسترش داشت (smith,1996: 177). 

ادامه نوشته

دو انتخاب، دو نتيجه متفاوت

رهیافت های جدید به ناسیونالیسم

رهیافت های جدید به ناسیونالیسم

اوموت اوزکیریملی

فایل پی.دی.اف را دانلود نمایید

مرکانتالیسم و ناسیونالیسم اقتصادی

 

ثروت و قدرت:

مرکانتالیسم و ناسیونالیسم اقتصادی

دیوید بالام و مایکل وست

ترجمه:سعید امیر نیاکویی (دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران)

فایل پی دی اف را دانلود نمایید

ظهور و سقوط ناسیونالیسم

 

ظهور و سقوط ناسیونالیسم

دیوید مک گروان

ناسیونالیسم غرب در کشورهایی مثل انگلستان،فرانسه،هلند،سوئیس و ایالات متحده در واکنش به تشکیل دولت های مدرن شکل گرفت. ناسیونالیسم در آن جا جنبه های سیاسی و ارضی داشت و ملت در قلمرو سیاسی که تحت حاکمیت دولت بوده بر هم منطبق هستند. اما در اشکال شرقی ناسیونالیسم (که با آلمان شروع می شود) چنین رابطه ای بر قرار نیست. در آسیا ،اروپای شرقی و مرکزی پیشگامان دولت های فعلی کم تر با هویت قومی همپوشی دارند.در این مناطق ناسیونالیسم نه تنها باعث استحکام دولت ها و مرزهای آن ها نشد بلکه زمینه ی تجزیه ی آن ها را فراهم کرد.ناسیونالیزم در غرب بیشتر سیاسی بود و بنابراین مردم در نقش شهروند ظاهر می شوند اما ناسیونالیسم در شرق ناسیونالیزم فرهنگی بود و مردم نقش توده را بازی می کنند. به باور کوهن ناسیونالیسم در شرق بر خلاف ناسیونالیسم غربی و استانداریهای جهانی، غنای باستاتی و سنت های اولیه را می ستود.

فایل پی دی اف را دانلود نمایید

«تبارشناسی حاکمیّت ملّی»

«تبارشناسی حاکمیّت ملّی»

با تاکید بر اندیشه های شیخ محمد خیابانی

سالار سیف الدینی 

●درآمد  

●اهمیت و فایده جستار

●حاکمیت

●حاکمیّت ملّت:  -یکم/فراگشتِ  فلسفی و تاریخی؛      -دوم/بازشناسی و تعریف؛

●دولت ملی و مفهوم شهروندی:

●دولت و دولت ملی در ایران:

-یکم/بازشناسی و پیشینه نظری:   ۱- دولت هگلی؛             ۲ -دولت-ملت؛

-دوم/ پیشینه تاریخی:               صفویان و حکومت ملی؛

پدیده دولت ملّی نتیجه گفتمان ملت گرایی

دولت پنهان یا مافیای سیاسی

حاکمیت ملی در قانون اساسی مشروطیت

● شیخ محمد خیابانی کوشنده ای آوانگارد در راه حاکمیت ملّی

●آثار پذیرش اصل حاکمیت ملی

●بهره سخن

نسخه پی.دی. اف را دانلود نمایید

ناسيوناليسم، هويت و دولت ملي در تئوري اجتماعي

ناسيوناليسم، هويت و دولت ملي در تئوري اجتماعي

حبیب الله فاضلی (دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران)

 

□چکیده:

 استدلال كلي اين مقاله دو موضوع اساسي در باب ناسيوناليسم به عنوان داعيه‌اي هويتي را در بر مي‌گيرد، نخست آن‌كه مي‌كوشد با تمايزگذاري ميان دو نوع ناسيوناليسم كلاسيك و مدرن، پندار ناسيوناليسم به‌عنوان مولود مدرنيسم و روشنگري را رد كرده و حس ناسيوناليستي يا ميهن‌دوستي را به طول تاريخ بشر تسري دهد و از طرفي ديگر ادعاي ايدئولوژي بودن ناسيوناليسم را نپذيرفته و آن را به‌عنوان نظريه‌ي «انديشه‌ و عمل» تنها بخشي از نظام ارزشي جوامع مي‌داند كه تجلي نهايي آن بسته به نوع چينش گزاره‌هاي هر نظام ارزشي مي‌باشد. اين نوع چينش ناسيوناليسم در كنار ساير ارزش ها باعث شده تا اين نظريه دستمايه جهانگشايي و جنگهاي جهاني گردد و رهبراني همانند موسوليني و هيتلر نمايندگان آن به حساب آيند، در حالي كه رهبراني همانند ماندلا، سوكارنو و مصدق با اين انديشه پيام‌آور رهايي و استقلال گرديده‌اند. اين مقاله درصدد آن است تا بيان كند علي‌رغم فرآيند جهاني‌شدن نه تنها اعتبار ناسيوناليسم و دولت - ملت ها از دست نرفته بلكه شواهد و قراين فراواني بر اعتبار دايمي آنها حكايت مي‌كند. با اين اوصاف كوشيده‌ايم تا نوع نگاه به ناسيوناليسم و دولت - ملت را در بخشي از نظريه اجتماعي و فلسفي قرن 19 و 20 پي‌گيري نماييم.

ادامه نوشته