ناسيوناليسم+مكتب ايراني+استفاده ابزاري از ناسيوناليسم+مشروطه+دولت مدرن

مرشدی‌زاد: مکتب ایرانی استفاده ابزاری از ناسیونالیسم است
هومان دوراندیش - علی مرشدی زاد استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد و نویسنده کتاب «روشنفکران آذری و هویت ملی و قومی» است. وی در خصوص ناسیونالیسم در ایران معاصر تحقیق و پژوهش کرده و نتایج تحقیقات خود را نیز در کتاب مذکور و مقالاتی چند منتشر ساخته است. مرشدی زاد همچنین آثار متعددی را نیز ترجمه کرده است که در میان آنها می‌توان به دو کتاب "چرا انسان‌ها شوروش می‌کنند؟ " (تد رابرت گر) و "از بسیج تا انقلاب" (چارلز تیلی) اشاره کرد.

 

علی مرشدی زاد میهمان کافه خبر بود تا درباره انواع ناسیونالیسم در تاریخ معاصر ایران سخن بگوید. متن زیر حاصل گفت‌وگوی "خبرآنلاین" با دکتر مرشدی‌ زاد در این باره است.

 

***

 

در ابتدا بفرمایید ناسیونالیسم در ایران از چه زمانی پدیدار شد؟

 

اگر بپرسید که دولت ملی یعنی دولتی که بر اساس ملیت شکل گرفته باشد، از چه زمانی در ایران شکل گرفت، در پاسخ به این سئوال دو دیدگاه وجود دارد. برخی معتقدند دولت ملی از زمان صفویه شکل گرفت. مهمترین کار صفویه ایجاد تمایز بین هویت ایرانی و هویت عثمانی بود. صفویه از این طریق وحدت ملی در کشور ایجاد کرد. دیدگاه دوم معتقد است که دولت صفویه فاقد ویژگی‌های دولت ملی بود. از این منظر، دولت ملی مولود اندیشه ناسیونالیسم است و ناسیونالیسم واقعی از دوران پس از مشروطه در ایران پدید آمده است. اگر بخواهیم بر اساس شکل مدرن ناسیونالیسم سخن بگوییم، باید گفت که دولت ملی در ایران پدیده‌ای متاخر و متعلق به دوران بعد از مشروطه است. بر این اساس باید رضاشاه را از معماران دولت ملی در ایران دانست. اندیشه ناسیونالیسم محصول تعاملات ایران و اروپا و حضور دانشجویان ایرانی در قاره سبز بود. در دوران پس از مشروطه، کسانی مانند دکتر محمود افشار و سید حسن تقی‌زاده - به رغم اینکه در اروپا تحصیل نکرده بود - و کاظم‌زاده ایرانشهر، ایده ناسیونالیسم را در ایران رواج دادند.

 

ادامه نوشته

طنز و قومیت،جوک های قومی،

شوخ طبعي و قوميت

Humor and ethnicity

كليشه هاي ملي به كلي گويي هاي اغراق آميز و غير دقيق پيرامون يك گروه قومي يا گروهملي كه حتي در برابر شواهد متباين نيز به راحتي تغيير نمي كند مي گويند.

برخي معتقدند كه اين كليشه ها معمولا بخشي ا ز ايدولوژي است است كه نا برابري نهادينه بر مبناي منطق نژادي را توجيه مي كند. كليشه هايي كه در مورد گروه هاي جمعيتي ساخته مي شود معمولا منفي هستند و از طريق تعامل اجتماعي با گروه هاي اصلي و عوامل فرعي اجتماعي ساز به ديگران منتقل مي شوند. اين كليشه ها را مي توان به دو نوع تقسيم كرد:

1-      كليشه هايي كه بر پستي يك گروه تاكيد مي كند.

2-      كليشه هايي كه از پيشرفت گروه ارزيابي منفي مي كند.


ولي نسبت به متون و مقالاتي كه در حوزه تا كنون توليد شده اند بايد با احتياط نزديك شد. همه ي آن چه كه گفته شد در بستر جامعه ي اروپايي توليد شده اند. جوك هايي كه در مورد يهودي ها،اسكاتلندي ها،ايرلندي ها و حتي بلوندها رايج است در يك نظام معنايي متفاوتي بايد تفسير شوند كه لزوما ارتباطي به رواج اين پديده در ايران ندارد. جوك هاي قومي در ايران بيشتري "شهري" هستند تا قومي يا نژادي. به اين معنا كه اينگونه نيست كه وابستگان به يك قوم خاص به علت خصومت يا حسادت با قوم ديگري اقدام به ساختن جوك يا لطيفه نمايند و به نظر مي رسد بازگو كردن آن ها نيز بدون كينه يا حب و بغض قومي صورت مي گيرد. به علاوه مردم شهرهايي چون اصفهان،رشت،قزوين آبادان و... نيز كه به هيچ روي اقليت به شمار نمي رود در اين لطيفه ها موضوع قرار مي گيرند. البته هيچ يك از اين ها به معني توجيه و يا مثبت انگاري وجود و حضور چنين پديده اي در ايران محسوب نمي شود. تنها بحث بر سر اين موضوع است كه هر پديده اي بايد در جاي خود و بر اساس ذاتيات و شرايط خويش توصيف و تاويل شود.

شوخ طبعي قومي، همانگونه كه ام.ال.اّپت M.L.Apte (در جلد ٣٠، شمارة ٣ دانش رفتاري آمريكا در سال 1987) تعريف كرده است، «شوخ طبعي است كه در آن رفتارها، آداب و رسوم، شخصيت و يا خصوصيات پديدار يك گروه و يا اعضاي آن به خاطر هويت خاص اجتماعي ـ فرهنگي‌اشان مورد تمسخر قرار مي‌گيرد». به اين تعريف مي‌توان افزود كه اين گروه‌ها از لحاظ تاريخي بدون قدرت بوده و معمولاً توانايي مقاومت در مقابل نسبت‌هاي نارواي طنز را ندارند. 

گفته مي شود اين مفاهيم از طريق خلق همبستگي درون گروهي در ارتباط با يك برون گروه به وحدت گروه مسلط  نيز مي انجامد و كنترل و امتيازات گروه مسلط را توجيه مي كند.

ادامه نوشته