زبان تاريخي آذربايجان

تاثير مهاجرت تركان در تغيير و تحول زبان مردم آذربايجان

فصلنامه علمي - پ‍ژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهراء 

عزيز طالعي قره قشقايي  (دانشجوي دكتري تاريخ دانشگاه آنكارا و عضو هيات علمي گروه تاريخ دانشگاه اروميه)

خلاصه از متن:

در اين مقاله تلاش مي شود مساله زبان مردم آذربايجان به عنوان يك مقوله تاريخي مورد بررسي قرار گيرد. بسياري از تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه در قالب دو نظريه كلي قابل طرح و نقد اند. در مقابل عده اي كه وجود زباني با ريشه هاي آريايي و ايراني در آذربايجان را انكار مي كنند،دسته اي ديگر حساسيت و بيزاري فوق العاده اي نسبت به زبان هاي غير آريايي و غير ايراني از خود نشان مي دهند. بنابراين در متن مقاله به لحاظ ضرورت اين دو جريان مورد بررسي و مداقه قرار گرفته است،كه با نا ديده گرفتن واقعيات تاريخي بحث ها و اختلاف نظرها را سبب گرديده است .


توضيح ناسيوناليسم: از آن جا كه در طول مدت فعاليت اين تارنگار تلاش ما بر اين بوده است كه در حوزه نظري به درج مقالات و ديدگاه ها پرداخته و از ورود به حوزه هاي ديگر بپرهيزيم تا كنون نوشته اي در خصوص تاريخ يا زبان شناسي صرف و بدون ارتباط با بحث هويت ملي و ناسيوناليسم منتشر ننموده ايم. با اين وجود به نظر مي رسد نشر مقاله علمي - پژوهشي حاضر با توجه به رويكرد علمي و نظرگاه جديدي كه باز مي كند،كارگشا و مفيد است. از همين رو استثنائا به درج اين مقاله تاريخي مي پردازيم. 


براي ديدن مقاله كليك كنيد

دو انتخاب، دو نتيجه متفاوت

سيدجواد طباطبايي،هويت ملي،زوال انديشه سياسي

تاملي در نگاه دكتر جواد طباطبايي به هويت ايراني

در تعامل با هويت اسلامي و غربي

محمد منصور ن‍ژاد (استاد دانشگاه)


فايل پي دي اف را دانلود كنيد

ناسیونالیسم در ایران قرن بیست و دکتر مصدق،ریچارد کاتم

ناسیونالیسم در ایران قرن بیست و دکتر مصدق

ریچارد کاتم

مقاله حاضر بخشی از مجموعه جستارهای کتاب "مصدق،نفت و ناسیونالیسم ایرانی" می باشد که جیمز بیل و ویلیام راجرز لوئیس در کتابی با همین عنوان گردآورده اند و توسط مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه تگزارس منتشر شده است. کتاب مزبور در ایران از سوی عبدالرضا هوشنگ مهدی و کاوه بیات ترجمه شده و در اختیار خوانندگان قرار دارد.  

[از داخل متن...]

در ايران از بدو آغاز فرايند دگرگوني‌هاي سريع، آذربايجاني‌ها يعني بزرگترين و مهم‌ترين جماعت قومي اقليت كشور، تعلق شديدي نسبت به جامعة ملي ايران نشان داده‌اند. با روي آوردن بخش روزافزوني از اهالي ترك زبان كشور به صحنة سياسي، اين گروه نيز تقريباً همانند هموطنان فارسي زبان خود رفتار كردند. تبريز كه بعد از تهران مقام دوم را داشت، به كانون ناسيوناليسم ايراني تبديل شد. در دورة رضاشاه آذربايجاني‌ها احساس مي‌كردند كه از لحاظ اقتصادي و سياس تا حدودي محروم مانده‌اند. مساعي شوروي در سال‌هاي 1945 و 1946 براي دامن زدن به نوعي احساسات جدايي‌خواهانه در ميان آذربايجاني‌ها، خود آزموني بود بر وابستگي ملي آذربايجاني‌ها. نتايج حاصله نشان داد كه آن بخش از آذربايجاني‌هايي كه در سال‌هاي دهة 1940 حضور سياسي داشتند، نسبت به هر دو جماعت ملي ايراني و جماعت قومي آذربايجاني تعلق خاطري استوار بروز دادند. گذشته از آن، انتخابات 1952 [1331] بيانگر احساس تعلق شديد آنان به جامعة مسلمان شيعه نيز بود. گرايش‌هايي كه به طرفداري از جبهة ملي در آذربايجان دورة مصدق پديدار شد با آنچه در مناطق فارسي زبان ايران جريان داشت، مطابقت مي‌كرد.

فایل پی دی اف را دانلود نمایید