قومیت از منظ سیاست های هویتی- دکتر کاووس سید امامی
قومیت از منظر سیاست های هویتی
دکتر کاووس سید امامی (عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق)
قومیت از منظر سیاست های هویتی
دکتر کاووس سید امامی (عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق)
تاملي در نگاه دكتر جواد طباطبايي به هويت ايراني
در تعامل با هويت اسلامي و غربي
محمد منصور نژاد (استاد دانشگاه)

متغييرهاي تعلقات هويتي*

محمدرضا خوبروي پاك
منشهاي قوم ـ فرهنگي در يك فرد از عوامل تشكيل دهنده شخصيت فردي اوست؛ اين همان چيزي است كه آن را به هويت تعبير ميكنيم. به تعبيري ديگر هويت يعني منشهاي ويژه يك شخص و طرز رفتار او كه با توجه به آنها ميتوان او را متعلق به يك گروه دانست. اما همة اين منشها در يك فرد جمع نيست و نيز هيچگاه در دو شخص نميتوان منشهاي كاملاً يكساني پيدا كرد. مجموعه هويت افراد، هويت گروهي را تشكيل ميدهد كه از آن احساس وابستگي فرد به قوم يا گروه به وجود ميآيد.
اما احساس وابستگي، حتي وابستگيهاي موروثي و هزار ساله، ممكن است تحت تأثير عوامل متعدد، تغيير يابد، تقويت و يا تضعيف شود. براي روشن شدن موضوع، با استفاده از كتاب امين مألوف كه در پيش به آن اشاره كرديم، نمونهاي از اين تغيير و يا تضعيف احساس وابستگي را ميخوانيم:
«با توجه به حوادثي كه در يوگسلاوي گذشته و ميگذرد مردِ صربيالاصل، مسلمان و زن بوسنيايي مسلماني را تصور كنيم كه در بيست سال پيش از اين (پيش از جنگهاي داخلي) با هم ازدواج كردهاند و در بوسني زندگي ميكنند. بديهي است كه هر دوي آنان نميتوانند، همان ادراكي را از مذهب و ميهن داشته باشند كه يك زوج صربي غيرمسلمان و يا زوجي مسلمان دارند. اما هر يك از آنان احساس وابستگي به ملت صرب و دين اسلام را، آن طور كه از نياكانش به او ارث رسيده است، دارد. ولي با اين حال احساس آنان پس از ازدواج همان احساس پدرانشان نيست.
![]()
ايرانيان به روايت گوبينو
گوبينو از جمله افرادي بود آرايش تاثيرات مهمي بر قرن بيستم داشت. جامعه شناسان حوزه هويت گوبينو را به عنوان نخستين كسي مي شناسند كه به اصالت نژادي بهاء داد و صراحتا مخالفت خود را به اختلاط نژادها بيان نمود. بعد از وي استوارت چمبرلين فرزند خوانده ريچارد واگنر (موسيقي دان ضد يهود آلماني) به دنبال راه او رفت.
گوبينو به عنوان سفير كبير فرانسه در ايران در زمان ناپلئون منصوب بود و درعين حال مورخي تيز بين و موشكاف بود. وي روايت هاي مختلفي از ايران عهد ناصري دارد و برخي از تجربيات خود را مكتوب نمود. مرور خاطرات گوبينو در مورد مردم عهد ناصري به ما كمك مي كند تا دريابيم كه مردم ايران در آن دوره چه مقدار اهميتي براي مقوله تاريخ و هويت ملي خود قائل بودند و ديدگاه شان در مورد معيارهاي مليت چه بود. به ويژه هنگامي كه اين ثبت از سوي يك ناظر بيروني انجام مي پذيرد ارزش دو چنداني مي يابد.
به همين دليل تصميم گرفتيم بخشي از خاطرات در مورد ايرانيان در اختيار خوانندگان قرار دهيم:
ايرانيان خود را در كشورشان و كشور را در خودشان دوست دارد. آنان با بياعتنايي به آمد و شد حكومتهاي گوناگون نظر ميكنند، بيآنكه علاقهاي به يكي از آن حكومتهايي كه از بالاي سر آنها ميگذرند، نشان دهند. بدينسان، آنان مردماني عاري از حس وطنپرستي سياسي به نظر ميآيند، اما كشورگشاييها و چيرهشدنها، بيآنكه به فرديت ايراني آسيبي برسانند، نيروي خود را از دست داده و نابود ميشوند. به عبث، ميتوان بخشي از ايران را جدا يا سرزمين آن را تقسيم كرد؛ ميتوان نام ايران را از آن گرفت، ايران، ايران خواهد ماند و نخواهد مُرد. ايران در نظر من، چونان سنگ خارايي است كه موجهاي دريا آن را به اعماق راندهاند، انقلابات جوّي آن را به خشكي انداخته، رودي آن را با خود برده و فرسوده كرده است؛
دین و ملیت در هویت ایرانی
دکتر حمید احمدی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)
مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی بهار84
هویت و ملیت ایرانی در فراخنای تاریخ
صادق جوکار (دانشجوی دکتری روابط بین الملل- دانشگاه تهران)
l مجله راهبرد ، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
1- جامعه شناسی
1-1- جامعه شناسی دایره المعارفی
1-2- جامعه شناسی تاریخی تحقیقی
1-3- جامعه شناسی تاریخی مبتنی بر تضاد
1-4- جامعه شناسی تاریخی اسپنسری
1-5- جامعه شناسی تاریخی وبری
2- تعریف مفاهیم
2-1-هویت
2-2- ملت
2-3-هویت ملی
3- نظریات هویت ملی و ملت
3-1- ازلی انگاری قوی
3-2- نظریات مدرن
3-3- ظهور نظریه بینابین اسمیت و نقد اندیشه هابزباوم
4- چیستی هویت ملی ایرانی
4-1- دوره تکوین ملت و هویت ملی
4-1-1- نظام عقیدتی فرهنگی
4-1-2- نظام سیاسی ایرانشهری و اندیشه فره ایزدی
4-1-3- ظهور بحران اول
4-2- بحران حمله اعراب و دوران ملت بدون دولت
4-3- تکاپو برای تشکیل دولت از صفاریان تا صفویه
4-4- دولت صفویه و تشکیل دولت ملی
5- فرجام

تنوع فرهنگی و همبستگی ملی
کاری از: پژوهشکده تحقیقات استراتژیک
- شناخت چالش ها و بحران های قومی / دکتر سید رضا صالحی
- تنوع فرهنگی و وحدت ملی در ایرن؛ الزمات نظری و رهیافتی/ دکتر نورالله قیصری
- مطالعات قومی:مفاهیم و نظریه ها / عاطفه فراهانی
- چند فرهنگ گرایی/ الهام رضا نژاد
- رهیافت تاریخی مسائل قومی آذربایجان.رحیم نیکبخت
- هویت قومی در جهان متغییر:دیدگاه های مختلف در آموزش و پرورش ژاپن/ لین پارمنه
هويت ملي و رسانه
مسعود لقمان (کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه)
ملت ريشه در استمرار زمان زيست شده هويت هاي اجتماعي گوناگون دارد كه به سبب اين زيست مشترك طولاني، مولفه هاي مشترك هويت بخش قدرتمندي ميان آنها ريشه دوانده است، به طوري كه منجر به آفرينش زنجيره هاي معنايي نسبتاً همساني از پديده هاي پيراموني شده است. به عنوان مثال «آب» را در نظر آوريد. آب ميان ملت ايران از مفهومي متمايز از ملل ديگر برخوردار است. پيرامون آب زنجيره يي از معناها شكل گرفته كه ريشه در تجربه زيست مشترك ملت ايران دارد. آب نزد ايرانيان همزاد روشنايي است كه اين خود برآمده از جايگاه آناهيتا - ايزدبانوي ايرانيان باستان - است. آلن بيرو ملت را جماعتي از انسان ها مي داند كه در يك سرزمين حيات مي گذرانند، داراي منشاء مشتركي هستند، از زمان هاي پيشين منافعي مشترك داشته اند، آداب و رسومي مشابه دارند و اكثر داراي زباني يكسانند. (بيرو، 1375: 236) از ديدگاه رنان، ملت يك سرزمين است و يك اصل معنوي. دو امري كه در حقيقت يكي هستند و با يكديگر اين حالت رواني را پديد آورده اند: يكي تملك مشترك يك ميراث غني از خاطره هاست و ديگري توافق فعلي، تمايل به زندگي با يكديگر و خواست مبتني بر ساختن ميراثي مشترك. (ساروخاني، 1375: 522) مفهوم ملت، مفهوم سيال است و نمي توان آن را پديده يي ثابت و مطلق در نظر گرفت، چراكه ملت نيز بسان هر پديده انساني ديگر در مسير تكاپو و تكامل قرار دارد.
هویت ملی و پروژه ملت سازی
داریوش آشوری
در قرن نوزدهم در اروپا، با پيدايشِ دولت-ملتهايِ مدرن، صاحبنظرانِ علومِ سياسی بسيار کوشيدند که به تعريفِ فراگيری از مفهومِ ملّت برسند. در اين تعريفها بر سازمايههايی در ساختارِ ملت تکيه ميکردند که نقشِ يگانهگر يا وحدتبخش دارند. مهمترينِ چيزهايی که به اين عنوان برشمرده اند، يعني سازمايه (element)هايِ يگانهگرِ ملّت، بهطبع، زبان و فرهنگ و تاريخ و «حافظهيِ جمعي» و، گهگاه، نژادِ يگانه بوده است. امّا واقعيّت آن است که، اين سازمايهها، يعني زبانِ يگانه، فرهنگِ يگانه، تاريخِ يگانه، نژادِ يگانه، بهويژه در موردِ کشورهايی که پيشينهيِ ساختارِ امپراتوري داشته اند، کمتر با واقعيّتِ تاريخي ميخواند. به عبارتِ ديگر، بيش از آن که اينها بهراستي در گذشتهي تاريخي حضور داشته باشند و مايهيِ يکپارچگيِ «ملّت» از يک سرآغازِ دوردستِ تاريخي بوده باشند، ميبايست در زيرِ فشارِ ماشينِ دولتِ مدرن-- که در اروپا از دلِ انقلاب صنعتي برامده است- از راهِ فرايندِ «ملتسازي»، چنين نقشی بازي کنند. يعني، ملّتِ يکپارچه را، با زبان و تاريخ و فرهنگِ يگانه، پديد آورند.
زمینه های پیدایش بحران قومی در ایران
تيرداد بنکدار (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران)
بي ترديد بايد گفت كه جامعه امروز ايران با مشکلات متعدد دروني مواجه است كه يكي از چالش برانگيزترين اين مشکلات، پديدآمدن تدريجي «تعارضات قومي» در برخي از نواحي كشور مي باشد و اين موضوعي است كه امروز به عنوان يكي از جدي ترين تهديدها در مقابل نيروهاي ملي و همگرا در كشور قرار دارد.در ابتدا بايد ديد كه نقطه پيدايش اين «تعارض» و خاستگاه بروز اين چنين ديدگاههايي در كجا بوده و از چه مقدار اصالت و درون زايي برخوردار است.
ايران از سالهاي بسيار دور همواره زيستگاه (و گاهي گذرگاه) قوم ها و تيره هاي مختلف بوده است. اقوام بسياري در گذر قرن ها با ريشه هاي نژادي يكسان و متفاوت در اين سرزمين ساكن شده اند. اما آميزش هاي اجتماعي و اقتصادي اين قوم ها با يكديگر به اندازه اي گسترده بوده كه پيش از آغاز دوران ملت سازي در جهان ( از قرن هفدهم ميلادي به اين سو) اغلب گروه هاي قومي ايران از تعلق جمعي به ميهن مشترك (ميهن دوستي ايراني) آگاهي داشته اند و با تكوين روند مليت يابي در ميان ايرانيان، گذار از مرحله ميهن دوستي ايراني به ناسيوناليسم نوين ايراني در اكثر نواحي به راحتي صورت گرفت. اما در برخي از نواحي به علت پيدايش تدريجي تفاوتهاي قومي، زباني و مذهبي اين روند با موانعي روبه رو گرديد. در اين نواحي به علت وجود تفاوت هايي اين چنيني در مرحله تكوين مليت يابي، شاهد ظهور پديده نويني در تاريخ اجتماعي ايران هستيم كه بايد آنرا «شكاف هاي قومي» بناميم. دليل پديد آمدن شكافهاي اجتماعي قومي تأثير عوامل فرهنگي، محيطي و جغرافيايي خاصي است كه بنابر وجود تفاوت هايي ميان كانون و پيرامون در سطح ملي مي تواند منجر به ظهور احساسات «واگرایانه» گردد و اين احساسات در نهايت منجر به پيدايش وضعيت «شكاف قومي» مي شود. اين وضعيت يك وضعيت بحراني بالقوه است كه مي تواند بصورت بالفعل به منصه ي ظهور رسيده و مبدل به يك بحران جدي گردد. اما مي توان با مديريت مناسب و اتخاذ تدابير قاطعانه، از عميق تر شدن اين شكافها جلوگيري كرده و آنرا مهار نمود.
مبادی هویّت ایرانی
دکتر محمّد علی اسلامی ندوشن

برای بررسی هویّت ایرانی باید به سپیده دم تاریخ رفت.ایران یکی از چند کشور باستانی جهان است که مداومت تاریخی داشته اند. ما در کشور خود با دو نوع تاریخ روبروئیم. تاریخ ناظر به خاک و تاریخ ناظر به قوم. ناظر به خاک آن است که اقوامی از چند هزار سال پیش در سرزمینی که بعد ایران نام گرفت ساکن بوده اند که بومی ها خوانده می شوند.
ناظر به قوم، از زمانی آغاز می شود که آریائیها به این سرزمین روی آوردند، و با بومیان درآمیختند. چندی بعد نخستین سلسلۀ منسجم به نام «ماد» تشکیل گردید و این حدود هفتصد سال پیش از میلاد بود.
از آن زمان به این سو ما با نوعی ادامۀ تاریخی روبروئیم که تحت سه عامل شکل گرفته است:
1- جغرافیا، یعنی موقعیّت مکانی این کشور.
2- تاریخ، یعنی حوادثی که بر سر ایران گذشته و آن هم تا حدّ زیادی تأثیر گرفته از جغرافیا بوده است.
3- اقلیم، یعنی آب و هوا که گرایش به کم بارانی دارد.
به گمان من مهم ترین عاملی که ماهیّت ایرانی را رقم زده است، جغرافیای اوست: حایل میان شرق و غرب، محاط در میان چند تمدّن دیرینه سال، یعنی چین و هند و مصر و میان رودان؛ مجموع اینها ایران را از همان آغاز یک کشور خاصّ کرده است که در جای دیگر از آن به عنوان «ایران و تنهائیش»(1) یاد کرده ام. این موقعیّت از جهتی، هم تمدّن آفرین بوده است و هم دردسرآفرین.
رامین جهانبگلو: ايرانيها دچار «سندروم امپراتوري» هستند:

دکتر رامین جهانبگلو، روشنفکر ایرانی و استاد فلسفه و علوم سیاسی مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو، چند روز پیش در کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو با عنوان «امروز چگونه میتوان ایرانی بود؟» به سخنرانی و بحث و گفت و گو پرداخت.
جهانبگلو در آغاز صحبتش، با تاکید بر اینکه پرسش منتسکیو برای ما ایرانیها از همهی پرسشها امروزیتر است، گفت: «ما ایرانی مثل هر ملت کهنه و تاریخی دیگری، خودمدار هستیم و همه ملتهایی چون چینیها، هندیها و ایرانیها که خودمدار هستند، جهانمدار هم هستند. یعنی خودشان را در مرکز جهان میبینند و تاریخ خودشان را هم به عنوان تاریخ جهان حساب کردهاند و این وضعیت فکری و سیاسی در اندیشه پیشمدرن ملتهایی مثل ما ایرانیها، نقش بسیار مهمی بازی کرده است.»
«ایرانیها مثل هر قوم دیگری، همیشه برای اینکه خودشان را توصیف کنند، گاهی هم برای اینکه خودشان را توجیه کنند، همیشه در ارتباط با "دیگری" این کار را انجام دادند. ما ایرانیها مرتب این کار را میکنیم؛ حتی در قرن بیست و یکم. یعنی ما خودمان را با عربها مقایسه میکنیم. ما خودمان را با مغولها و سرانجام خودمان را با غرب و اروپا مقایسه میکنیم و اینها همیشه «دیگری» ما بودهاند. و همیشه به نوعی گفته ایم که ما چی نیستیم، به جای آن که بگوییم ما چی هستیم.»