نگاهی به وضعیت؛

اقلیت های قومی در اروپای غربی و افغانستان

دکتر حسین بشیریه

 

در اروپای غربی به طور کلی مرزهای سیاسی و زبانی بر هم منطبق هستند. با این حال اقلیت های فرهنگی و قومی و زبانی در برخی کشورها وجود دارند. برای مثال باید از باسک ها و کاتالان ها در اسپانیا، اسکاتلندی ها و ولزی ها  در انگلستان و ایتالیایی های آلمانی زبان در تیرول جنوبی نام برد.

برخی از این اقلیت ها جنبش های سیاسی و یا احزاب و سازمان های  سیاسی به وجود آورده اند و یا به طور مجزا در پارلمان راه یافته اند. در بیشتر این کشورها اقلیت های زمانی از نظر شمار جمعیت کوچک هستند. مثلا حزب مردم سوئدی زبان فنلاند یا اقلیت های آلمانی زبان دانمارک و دانمارکی زبان در آلمان نیروی سیاسی قابل ملاحظه ای به شمار نمی روند. بر عکس در سوئیس و بلژیک اقلیت های زبانی گسترده ای وجود دارند. بلژیکی های هلندی زبان در شمال(فلمیش ها) ، اکثریت جمعیت کشور(حدود 55 درصد) را تشکیل می دهند. بلژیکی های فرانسه زبان (والون ها ) اقلیت بزرگی به شمار می روند و در جنوب سکونت دارند. در سوئیس آلمانی زبان ها حدود 65 درصد جمعیت را تشکیل می دهند و فرانسه زبان ها اقلیت بزرگی هستند(حدود 25 درصد جمعیت).

با این حال در سوئیس احزاب سیاسی عمده ای بر اساس شکاف های زبانی پیدا نشده است و مرزهای زبانی با مرزهای کانتون ها انطباق ندارد.بر عکس میان مرزههای کانتون ها و مرزهای مذهبی انطباق قابل ملاحظه ای دیده می شود.در بلژیک مدت ها زبان فرانسه زبان طبقه حاکم بوده و در مقابل فلمیش زبان ها (یا فلمینگ ها در سرزمین شمالی فلاندرز) از نظر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موقعیت فروتر و وابسته ای داشته اند. گرایش های ناسیونالیستی همواره در میان فلمیش ها قوی بوده است.اما در دهه 1970 تحولات اقتصادی وضعیت گذشته را دگرگون کرد و والون ها از نظر اقتصادی رو به افول رفتند و در مقابل، فلمینگ ها شاهد رشد کشاورزی و صنعتی بی سابقه ای شدند.

 

نقش سیاسی اقوام و قبایل در افغانستان

در افغانستان چهار قوم عمده سکنی دارند که عبارت اند از: قوم پشتون،قوم تاجیک، قوم هزاره و قوم ازبک. به جز این ها اقوام کوچک و دیگری نیز مثل قوم بلوچ و ترکمن هستند که از نظر سیاسی چندان اهمیتی ندارند. بزرگ ترین واز نظر سیاسی مهم ترین قوم افغانستان پشتون بوده است که در نواحی شرقی و جنوبی ساکن اند. پشتون ها خود را منتسب به قوم بنی اسرائیل می دانند.مهم ترین قبیله سیاسی افغانستان یعنی درانی ها که همواره قدرت سیاسی را در دست داشته اند از شاخه های این قوم اند.

یکی دیگر از قبایل مهم این قوم غلزایی ها هستند که بر خلاف درانی ها کوچ نشین بوده اند و اکنون در اطراف قندهار سکونت دارند.قوم پشتون ، هم چنین مهم ترین قوم زمیندار افغانستان بوده است.مهم ترین کشمکش های سیاسی در این کشور در درون قبایل قوم پشتون پیش می آمده است. به ویژه میان درانی ها و بارکزایی ها همواره رقابت سیاسی وجود داشته است. پشتون ها حنفی مذهب اند.

دومین قوم عمده افغانستان، قوم فارسی زبان و تاجیک پیشه تاجیک هستند که خانوارهای آن در غرب و شمال افغانستان پراکنده اند و در شهرهای بلخ، بدخشان، هرات و نیمروز سکنی دارند. تاجیک های شمال حنفی و تاجیک های غرب شیعه هستند.

تاجیک های سنی مذهب با پشتون ها الفت بیشتری داشته اند و از همین رو بیش از شیعیان به مناصب دولتی اداری و دولتی رسیده اند.

میان تاجیک ها و پشتونها از نظر سیاسی همواره رقابت بوده است.در سال 1929 حکومت امان الله خان پشتون مواجه با قیام تاجیک ها به نام حبیب الله بچه سقل شد که سرکوب گردید.

پس از سقوط حکومت مارکسیستی افغانستان بار دیگر کشمکش میان پشتون ها و تاجیک ها بالا گرفته و میان برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود با گلب الدین حکمت یار از قوم پشتون رقابت سیاسی درگیر شد.

سومین قوم عمده افغانستان هزاره ها هستند که ترکیبی از نژاد سفید و زرد اند و در مرکز افغانستان سکنی دارند و به زبان فارسی سخن می گویند و شیعه مذهب اند.قتل عام گسترده هزاره های شیعه توسط حکومت سنی امیر عبدالرحمن در تاریخ افغانستان مشهور است. هزاره ها همواره از اقوام تحت سلطه قوم پشتون بوده اند.

قوم ازبک در افغانستان ترک زبان اند و در شمال آن کشور به سر می برند. از نظر سیاسی ازبک ها قوم منتفذی نبوده اند.پس از سقوط رژیم مارکسیستی کابل، ازبک ها که جز مهمی از نیروهای سیاسی آن کشور را تشکیل می دادند و با مجاهدین افغان در طی اشغال آن کشور توسط ارتش جمهوری اتحاد شوروی می جنگیدند به رهبری ژنرال دوستم بر نواحی شمالی سلطه یافتند.

در افغانستان هر قبیله ای دارای جرگه یعنی انجمن اداری- سیاسی بوده است و دولت ملی همواره با جرگه قبایل رابطه انداموار داشته و در واقع ادامه جرگه به شمار می رفته است.