Ethnicity and Education In Nation Building inPakistan

سهم‌ قـوميـت‌ و آمــوزش‌ در ملت‌سازي پاكستان

دکتر حسین گودرزی


" تنوع‌ قومي‌ و سهم‌ آموزش‌ و پرورش‌ در روند شكل‌گيري‌ ملت ‌پاكستان‌ " كتابي‌ است‌ به‌ قلم‌  آفتاب‌ ـ اي‌ ـ قاضي‌ كه‌ انتشارت‌ و نگارد پاكستان‌ در سال‌ 1994 در 192 صفحه ‌منتشر كرده‌ است‌. كتاب‌ به‌ بررسي‌ تأثير مسائل‌ قومي‌ و ملي‌ بر سياست‌هاي‌ آموزشي‌ درروند شكل‌گيري‌ دولت‌ ملي‌ در جوامع‌ در حال ‌توسعه‌، بويژه‌ كشور پاكستان ‌مي‌پردازد.

پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌

دولت‌ - ملت‌ها به‌ دو طبقه‌ تقسيم‌ شدند: دولت‌ - ملت‌هاي‌ با تاريخ‌ و بدون‌ تاريخ‌. وظيفة‌ ملل‌ با تاريخ‌ پس‌ از استقلال ‌عمدتاً رسيدن‌ به‌ وحدت‌ و تشكيل‌ ملتي ‌واحد است‌. حال‌ آنكه‌ ملل‌ بدون‌ تاريخ ‌علاوه‌ بر تشكيل‌ ملتي‌ واحد وظيفة ‌تشكيل‌ دولتي‌ واحد را نيز بر عهده ‌دارند (ص‌ 1 پيشگفتار).

اغلب‌ ملل‌ بدون‌ تاريخ‌، در روند توسعه‌ با مشكلاتي‌ نظير: توسعه‌نيافتگي‌ شالوده‌هاي‌ اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌، وجود مرزهاي‌ ناهمگون‌، مليت‌ها و گروه‌هاي‌ قومي‌ غير منسجم‌ و... مواجه‌اند. در اين‌ جوامع‌، سهم‌ رهبران ‌پديد آورندة‌ دولت‌ در پيشبرد ملي‌گرايي ‌قابل‌ توجه‌ است‌. چنين‌ ملي‌گرايي‌ معمولا ًاز طريق‌ فرآيند اجتماعي‌ كردن‌ آموزش ‌انگيزه‌هاي‌ توسعة‌ اقتصادي‌ و يا با به ‌كارگيري‌ روش‌هاي‌ خشن‌ تحقق‌ يافته ‌است‌.

ادامه نوشته

کاوه بیات+فصل نامه گفتگو+احسان هوشمند

یک دولت کوچک ایرانی نژاد

استاد کاوه بیات


توضیح: فصلنامه گفتگو شماره 58 خود را تماما به موضوع شمال عراق اختصاص داده و با همت استاد احسان هوشمند (پژوهشگر مسائل هویتی و ملی) پرونده ی مفصلی را پیرامون اوضاع و احوال فرهنگی،سیاسی و اجتماعی اقلیم کردستان عراق به خوانندگان و مخاطبان ایرانی عرضه نموده است. کاوه بیات (نویسنده و پژوهشگر) مقاله موخره این ویژه نامه را نگاشته است که در زیر می آید.


برای دیدن مقاله کلیک کنید

Jurnal of the  Association for the study of ethnicity and nationalism


Nations and Nationalism


 

مجله علمی – پژوهشی ملت ها و ملی گرایی، نشریه ای است که به سردبیری آنتونی. دی اسمیت در دانشکده علوم اقتصادی لندن منتشر می شود.

در این ژورنال نویسندگان و صاحب نظرانی چون:جان بریولی،بندیک آندرسون،اریک هابسباوم،جان آرمسترانگ،ارنست گلنر،واکر کانر و... هر کدام با رویکردهای خود در کنار اسمیت قرار گرفته اند.


ناسيوناليسم+مكتب ايراني+استفاده ابزاري از ناسيوناليسم+مشروطه+دولت مدرن

مرشدی‌زاد: مکتب ایرانی استفاده ابزاری از ناسیونالیسم است
هومان دوراندیش - علی مرشدی زاد استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد و نویسنده کتاب «روشنفکران آذری و هویت ملی و قومی» است. وی در خصوص ناسیونالیسم در ایران معاصر تحقیق و پژوهش کرده و نتایج تحقیقات خود را نیز در کتاب مذکور و مقالاتی چند منتشر ساخته است. مرشدی زاد همچنین آثار متعددی را نیز ترجمه کرده است که در میان آنها می‌توان به دو کتاب "چرا انسان‌ها شوروش می‌کنند؟ " (تد رابرت گر) و "از بسیج تا انقلاب" (چارلز تیلی) اشاره کرد.

 

علی مرشدی زاد میهمان کافه خبر بود تا درباره انواع ناسیونالیسم در تاریخ معاصر ایران سخن بگوید. متن زیر حاصل گفت‌وگوی "خبرآنلاین" با دکتر مرشدی‌ زاد در این باره است.

 

***

 

در ابتدا بفرمایید ناسیونالیسم در ایران از چه زمانی پدیدار شد؟

 

اگر بپرسید که دولت ملی یعنی دولتی که بر اساس ملیت شکل گرفته باشد، از چه زمانی در ایران شکل گرفت، در پاسخ به این سئوال دو دیدگاه وجود دارد. برخی معتقدند دولت ملی از زمان صفویه شکل گرفت. مهمترین کار صفویه ایجاد تمایز بین هویت ایرانی و هویت عثمانی بود. صفویه از این طریق وحدت ملی در کشور ایجاد کرد. دیدگاه دوم معتقد است که دولت صفویه فاقد ویژگی‌های دولت ملی بود. از این منظر، دولت ملی مولود اندیشه ناسیونالیسم است و ناسیونالیسم واقعی از دوران پس از مشروطه در ایران پدید آمده است. اگر بخواهیم بر اساس شکل مدرن ناسیونالیسم سخن بگوییم، باید گفت که دولت ملی در ایران پدیده‌ای متاخر و متعلق به دوران بعد از مشروطه است. بر این اساس باید رضاشاه را از معماران دولت ملی در ایران دانست. اندیشه ناسیونالیسم محصول تعاملات ایران و اروپا و حضور دانشجویان ایرانی در قاره سبز بود. در دوران پس از مشروطه، کسانی مانند دکتر محمود افشار و سید حسن تقی‌زاده - به رغم اینکه در اروپا تحصیل نکرده بود - و کاظم‌زاده ایرانشهر، ایده ناسیونالیسم را در ایران رواج دادند.

 

ادامه نوشته

طنز و قومیت،جوک های قومی،

شوخ طبعي و قوميت

Humor and ethnicity

كليشه هاي ملي به كلي گويي هاي اغراق آميز و غير دقيق پيرامون يك گروه قومي يا گروهملي كه حتي در برابر شواهد متباين نيز به راحتي تغيير نمي كند مي گويند.

برخي معتقدند كه اين كليشه ها معمولا بخشي ا ز ايدولوژي است است كه نا برابري نهادينه بر مبناي منطق نژادي را توجيه مي كند. كليشه هايي كه در مورد گروه هاي جمعيتي ساخته مي شود معمولا منفي هستند و از طريق تعامل اجتماعي با گروه هاي اصلي و عوامل فرعي اجتماعي ساز به ديگران منتقل مي شوند. اين كليشه ها را مي توان به دو نوع تقسيم كرد:

1-      كليشه هايي كه بر پستي يك گروه تاكيد مي كند.

2-      كليشه هايي كه از پيشرفت گروه ارزيابي منفي مي كند.


ولي نسبت به متون و مقالاتي كه در حوزه تا كنون توليد شده اند بايد با احتياط نزديك شد. همه ي آن چه كه گفته شد در بستر جامعه ي اروپايي توليد شده اند. جوك هايي كه در مورد يهودي ها،اسكاتلندي ها،ايرلندي ها و حتي بلوندها رايج است در يك نظام معنايي متفاوتي بايد تفسير شوند كه لزوما ارتباطي به رواج اين پديده در ايران ندارد. جوك هاي قومي در ايران بيشتري "شهري" هستند تا قومي يا نژادي. به اين معنا كه اينگونه نيست كه وابستگان به يك قوم خاص به علت خصومت يا حسادت با قوم ديگري اقدام به ساختن جوك يا لطيفه نمايند و به نظر مي رسد بازگو كردن آن ها نيز بدون كينه يا حب و بغض قومي صورت مي گيرد. به علاوه مردم شهرهايي چون اصفهان،رشت،قزوين آبادان و... نيز كه به هيچ روي اقليت به شمار نمي رود در اين لطيفه ها موضوع قرار مي گيرند. البته هيچ يك از اين ها به معني توجيه و يا مثبت انگاري وجود و حضور چنين پديده اي در ايران محسوب نمي شود. تنها بحث بر سر اين موضوع است كه هر پديده اي بايد در جاي خود و بر اساس ذاتيات و شرايط خويش توصيف و تاويل شود.

شوخ طبعي قومي، همانگونه كه ام.ال.اّپت M.L.Apte (در جلد ٣٠، شمارة ٣ دانش رفتاري آمريكا در سال 1987) تعريف كرده است، «شوخ طبعي است كه در آن رفتارها، آداب و رسوم، شخصيت و يا خصوصيات پديدار يك گروه و يا اعضاي آن به خاطر هويت خاص اجتماعي ـ فرهنگي‌اشان مورد تمسخر قرار مي‌گيرد». به اين تعريف مي‌توان افزود كه اين گروه‌ها از لحاظ تاريخي بدون قدرت بوده و معمولاً توانايي مقاومت در مقابل نسبت‌هاي نارواي طنز را ندارند. 

گفته مي شود اين مفاهيم از طريق خلق همبستگي درون گروهي در ارتباط با يك برون گروه به وحدت گروه مسلط  نيز مي انجامد و كنترل و امتيازات گروه مسلط را توجيه مي كند.

ادامه نوشته

فرقه دموكرات آذربايجان+وابستگي به شوروي+مطبوعات تركيه+اشغال ايران توسط شوروي

موضع مطبوعات تركيه نسبت به فرقه دموكرات آذربايجان

1324 تا 1325

توضيح: جستار زير بخشي از مقاله محمدعلي بهمني قاجار، تحت عنوان نگراني هاي تركيه،آمد و نيامد پان تركيسم است كه در شماره 48 فصلنامه گفتگو منتشر شده است. اين مقاله موضع مطبوعات تركيه نسبت به فرقه دموكرات پيشه وري را بر اساس نشرياتي چون وقت،گچه پستاسي،جمهوريت،آكشام و... بررسي كرده و نشان مي دهد كه مطبوعات اين كشور نيز در همان زمان نسبت به تحولات ايران و آذربايجان وحضور نيروهاي ارتش سرخ موضع منفي داشتند و فرقه دموكرات به لحاظ وابستگي به شوروي تقبيح مي كردند. وبلاگ تخصصي ناسيوناليسم بخش هايي از آن مقاله را منتشر و علاقه مندان و محققان را به اصل مقاله در مجله گفتگو ارجاع مي دهد

 

ديدگاه غالب در تركيه فرقه دموكرات آذربايجان را نه تنها وابسته و دست‌نشاندة روسيه شوروي مي‌دانست بلكه براي اين فرقه هيچ‌گونه اصالتي قائل نبود و آن را دست‌پخت دولت شوروي مي‌پنداشت. در اينجا به نمونه‌هايي چند در مورد نظر روزنامه‌نگاران تركيه دربارة موضوع مستقل يا وابسته بودن فرقه دموكرات آذربايجان و جنبش ايجاد شده به وسيله اين فرقه اشاره مي‌گردد.

نظام‌الدين نظيف از روزنامه‌نگاران تركيه در مقاله‌اي كه در روزنامه گيچه‌پستاسي در ٢٤ اوت 1945/ ٢ شهريور 1324 منتشر كرد استدلال‌هاي ارائه شده از سوي دولت شوروي را در مورد عدم وابستگي رخدادهاي مورد بحث به سياست‌هاي اين دولت نفي كرد. نظيف در اين مقاله كه عنوان آن «شكنجه و زجري كه ايران مي‌كشد، ديگر بايد به پايان برسد» بود دربارة ماهيت رخدادهاي ايران نوشت: «اين اقدامات را نمي‌توان به حساب غلّيان و هيجان ايده‌آليستي كاسبان فقير ايراني گذاشت. اين واقعه همان نقش فجيعي است كه در قالب بالكان، يعني در بلغارستان در صورت ظاهر و به نام دموكراسي بازي مي‌شود. يعني وضع و تابلوي فيجع ايران به لوحة درماتيك بلغارستان اضافه مي‌شود».[1]

عمر رضا دوغرول يكي ديگر از روزنامه‌نگاران تركيه نيز در مقاله‌اي با عنوان «آذربايجان و ايران» كه در ٢١ آوريل 1946/ ارديبهشت 1325 روزنامه جمهوريت انتشار يافت به ماهيت وابسته فرقه دموكرات اشاره كرده و رخدادهاي آذربايجان را به طور كامل محصول سياست امپرياليستي شوروي عنوان كرد. دوغرول در اين مقاله تصريح مي‌نمايد: «بيگانه اشغال ايران را فرصتي مناسب دانسته و سعي كرده كه تيشه به ريشه تماميت ارضي ايران بزند».[2] دوغرول در ادامه اين مقاله به نوع مطالبات مردم آذربايجان از دولت مركزي نيز اشاره‌هايي دارد كه در بخش بعدي اين يادداشت بدان اشاره مي‌گردد.

ادامه نوشته

هويت ملي،صربستان،بالكان و بالكانيزاسيون،بوسني

متغييرهاي تعلقات هويتي*

محمدرضا خوبروي پاك

منش‌هاي قوم ـ ‌فرهنگي در يك فرد از عوامل تشكيل دهنده شخصيت فردي اوست؛ اين همان چيزي است كه آن را به هويت تعبير مي‌كنيم. به تعبيري ديگر هويت يعني منش‌هاي ويژه يك شخص و طرز رفتار او كه با توجه به آنها مي‌توان او را متعلق به يك گروه دانست. اما همة اين منش‌ها در يك فرد جمع نيست و نيز هيچ‌گاه در دو شخص نمي‌توان منش‌هاي كاملاً يكساني پيدا كرد. مجموعه هويت افراد، هويت گروهي را تشكيل مي‌دهد كه از آن احساس وابستگي فرد به قوم يا گروه به وجود مي‌آيد.

اما احساس وابستگي، حتي وابستگي‌هاي موروثي و هزار ساله، ممكن است تحت تأثير عوامل متعدد، تغيير يابد، تقويت و يا تضعيف شود. براي روشن شدن موضوع، با استفاده از كتاب امين مألوف كه در پيش به آن اشاره كرديم، نمونه‌اي از اين تغيير و يا تضعيف احساس وابستگي را مي‌خوانيم:

«با توجه به حوادثي كه در يوگسلاوي گذشته و مي‌گذرد مردِ صربي‌الاصل، مسلمان و زن بوسنيايي مسلماني را تصور كنيم كه در بيست سال پيش از اين (پيش از جنگ‌هاي داخلي) با هم ازدواج كرده‌اند و در بوسني زندگي مي‌كنند. بديهي است كه هر دوي آنان نمي‌توانند، همان ادراكي را از مذهب و ميهن داشته باشند كه يك زوج صربي غيرمسلمان و يا زوجي مسلمان دارند. اما هر يك از آنان احساس وابستگي به ملت صرب و دين اسلام را، آن‌ طور كه از نياكانش به او ارث رسيده است، دارد. ولي با اين حال احساس آنان پس از ازدواج همان احساس پدرانشان نيست.

ادامه نوشته

قفقاز+ابداع سنت اريك هابزباوم+تاريخ سازي+ملت سازي+رژيم باكو

ايران و قفقاز

روزنامه اعتماد 

سالار سيف الديني 

تاريخ ملت و مليت در شمال رود ارس براي ما ايرانيان تاريخ يك توده است در دو روايت. روايت نخست تاريخي است كه ريشه در ايران و فرهنگ ايراني دارد و روايت دوم تاريخي است كه از «ملت‌سازان» آموخته‌ايم. دومي روايتي است رمانتيك و به شدت خيالي. چنين تخيلي كه ريشه در جنگ‌هاي ايران و روس و برآمدن نهادهاي مدرن در قفقاز داشت ،همواره مورد حمايت اشغال‌گران روس (تزار و سرخ) نيز بود، زيرا گسست تاريخي و اجتماعي شمال و جنوب و بازگشت‌ناپذيري منطقه قفقاز به ايران را تضمين مي‌كرد.

نشرياتي چون ملانصرالدين و ترقي و روشنفكران و سياست‌مداراني چون رسول‌زاده و آقايف پيشتاز اين فرآيند بودند. به اين ترتيب خميرمايه يك ملت مجزا در شمال ارس نخست در تصورات و تخيلات روزنامه‌نگاران، شعراء و نويسندگاني به وجود آمد كه به تاريخ «كهن‌تري» تأكيد داشتند و سعي مي‌كردند آن را به تملك خود درآوردند.

ادامه نوشته

آرتور كنت دو گوبينو+ايرانيان به روايت گوبينو+سه سال در آسيا


ايرانيان به روايت گوبينو

گوبينو از جمله افرادي بود آرايش تاثيرات مهمي بر قرن بيستم داشت. جامعه شناسان حوزه هويت گوبينو را به عنوان نخستين كسي مي شناسند كه به اصالت نژادي بهاء داد و صراحتا مخالفت خود را به اختلاط نژادها بيان نمود. بعد از وي استوارت چمبرلين فرزند خوانده ريچارد واگنر (موسيقي دان ضد يهود آلماني) به دنبال راه او رفت.

گوبينو به عنوان سفير كبير فرانسه در ايران در زمان ناپلئون منصوب بود و درعين حال مورخي تيز بين و موشكاف بود. وي روايت هاي مختلفي از ايران عهد ناصري دارد و برخي از تجربيات خود را مكتوب نمود. مرور خاطرات گوبينو در مورد مردم عهد ناصري به ما كمك مي كند تا دريابيم كه مردم ايران در آن دوره چه مقدار اهميتي براي مقوله تاريخ و هويت ملي خود قائل بودند و ديدگاه شان در مورد معيارهاي مليت چه بود. به ويژه هنگامي كه اين ثبت از سوي يك ناظر بيروني انجام مي پذيرد ارزش دو چنداني مي يابد. 

به همين دليل تصميم گرفتيم بخشي از خاطرات در مورد ايرانيان در اختيار خوانندگان قرار دهيم:

ايرانيان خود را در كشورشان و كشور را در خودشان دوست دارد. آنان با بي‌اعتنايي به آمد و شد حكومت‌هاي گوناگون نظر مي‌كنند، بي‌آن‌كه علاقه‌اي به يكي از آن حكومت‌هايي كه از بالاي سر آنها مي‌گذرند، نشان دهند. بدين‌سان، آنان مردماني عاري از حس وطن‌پرستي سياسي به نظر مي‌آيند، اما كشورگشايي‌ها و چيره‌شدن‌ها، بي‌آن‌كه به فرديت ايراني آسيبي برسانند، نيروي خود را از دست داده و نابود مي‌شوند. به عبث، مي‌توان بخشي از ايران را جدا يا سرزمين آن را تقسيم كرد؛ مي‌توان نام ايران را از آن گرفت، ايران، ايران خواهد ماند و نخواهد مُرد. ايران در نظر من، چونان سنگ خارايي است كه موج‌هاي دريا آن را به اعماق رانده‌اند، انقلابات جوّي آن را به خشكي انداخته، رودي آن را با خود برده و فرسوده كرده است؛ 

ادامه نوشته

کلیدواژگان:تمامیت ارضی و قانون اساسی+کتب ضدتاریخی تخریب هویت ملی+نژادپرستی درآثار مکتوب+جایگاه زبان

آزادی بیان و دشمنان نظم عمومی
خبرگزاری ایلنا: کشورهای مدرن و دولت- ملت‌های جدید هرکدام براساس یک سری «ارزش‌ها» بنا شده‌اند که در واقع ستون فقرات و پایه‌های آن‌ها به شمار می‌روند. آنتونی دی اسمیت جامعه‌شناس و استاد مدرسه اقتصادی لندن که در عین حال از صاحبنظران مسائل ملی به شمار می‌رود از دو نوع ملت یاد می‌کند: ملت‌های کهن و ملت‌های نو

ملت‌های کهن آنهایی هستند که پیش از صورت‌بندی آموزه ملی‌گرایی صاحب آگاهی و هویت ملی شده‌اند، و ملت‌های جدید آنهایی هستند که دو فرآیند تشکیل آگاهی ملی و ظهور جنبش‌های نوین ملی‌گرایانه را به‌طور همزمان تجربه کرده‌انددر جوامعی مانند ایران، چین، یونان و... تصوری از ملیت و کیستی ملی در جامعه موجود بود و با ورود این ملل به دوران مدرن این تصور توسط نخبگان بازتولید و تقویت گردید تا زیر بنایی نیرومند برای دولت مدرن باشد. ایران به عنوان یک دولت- ملت مدرن پس از نهضت مشروطه موضوعیت پیدا کرد ولی به عنوان یک جامعه که فهمی از هم میهنی و همبستگی ملی در آن رواج داشت؛ دست‌کم از آغاز دوره ساسانی تبلور یافته بود. چنین جامعه‌ی کهنی براساس دستگاهی از ارزش‌های همگانی ساخته می‌شود و لاجرم برای حفظ و استمرار خود نیازمند استواری این ارزش‌ها یا مولفه‌ها است. زبان پارسی، تجربه‌ها و آرزوهاي مشترک ملی، آیین تشیع، باور به استمرار تاریخی هویت ایرانی و ... همگی بخشی از این دستگاه است. 

ادامه نوشته

حق تعیین سرنوشت+حقوق بشر و حاکمیت دولت ها+ژان بودن+توماس هابز+استعمار


حق تعيين سرنوشت

حق تعیین سرنوشت یکی از مفاهیم پیچیده در حقوق بین الملل و حقوق بشر است. این حق دارای جنبه های مختلف است و جهت برون رفت از مشکلات دوران استعمار تدوین شده بود. امروزه اعمال حق تعیین سرنوشت علاوه بر معنای سابق در معنای شرکت در انتخابات در چارچوب یک دولت - ملت برای برگزیدن دولت یا اعضای پارلمان نیز به کار می رود ولی کاربرد آن در مفهوم کلاسیک در چند حوزه احصاء شده است و در مواردی موضوعیت می یابد که اقلیتی ملی یا منطقه ای خاص زیر فشار رژیم های نژادپرست،اشغالگر یا استعمارگر قرارداده داشته باشند و امکان نابودی فیزیکی آنان محتمل باشد.

از آنجا که امروزه تفسیر های غلط،سطحی و مغرضانه ای از اصل حق تعیین سرنوشت صورت می گیرد، و کمبود منبع مطالعاتی نیز به این موضوع دامن می زند، مقاله ای کوتاه با همین عنوان را از جلد سوم دایره المعارف ناسیونالیسم انتخاب کرده و در اختیار خوانندگان و پژوهشگران قرار می دهیم.

در سال 1960 سازمان ملل متحد با 89 رأي، و بدون هيچ رأي مخالفي، و با رأي ممتنع نمايندگان ايالات متحده آمريكا، انگلستان، فرانسه و ديگر قدرت‌هاي استعماري اصلي قطعنامة «اعلامية استقلال مستعمرات و مردمان مستعمره‌نشين» را تصويب كرد. اين اعلاميه براي حل تناقضي بود كه در منشور سال ١٩٤٥ سازمان ملل وجود داشت كه در دو بند نخست خود حق حاكميت دولت‌ها و حق تعيين سرنوشت ملت‌ها را به رسميت شناخته بود. مبارزات مردم مستعمره‌نشين براي حق تعيين سرنوشت در برابر سلطة امپراتوري‌ها كه در نخستين سال‌هاي پس از جنگ جهاني دوم آغاز شد اين تناقض را آشكار كرد. اعلامية سال ١٩٦٠ به جاي اينكه به «ملت» اجازة تعيين دولت را بدهد، حق تعيين سرنوشت را تنها به قربانيان استعمار كشورهاي اروپايي عطا مي‌كرد. هر چند كه معيار عيني يا روشني وجود ندارد تا تعيين كند يك قوم قرباني استعمار است يا آن‌كه تنها اقليتي ملي است. اين ابهام كه استفادة نادقيق از واژة حق تعيين سرنوشت ملي آن را پيچيده‌تر كرده است همواره واكنش بين‌المللي يكپارچه را در برابر بحران‌هاي قومي تضعيف كرده است و حتي شايد مشوق جنبش‌هاي جدايي‌طلبي بوده است كه اتحاد جماهير شوروي و يوگسلاوي را با هزينه‌هاي انساني گزافي در هم شكستند.

ادامه نوشته

مفهوم ملت+ناسیونالیسم+آنتونی دی اسمیت+نظریه کهن گرایی+ابزارگرایی یا نوگرایی+اریک هابسباوم

قدمت ملت‌ها

کتابی از آنتونی اسمیت

حمید احمدی (استاد علوم سياسي دانشگاه تهران)

بي‌گمان آنتوني دي‌اسميت كه برجسته‌ترين نظريه‌پرداز مسائل مليت، قوميت و مليت‌گرايي معاصر به‌شمار مي‌رود، از پركارترين پژوهشگران اين عرصه نيز هست. گرچه در سال‌هاي دهة 1980م. نظريه‌پردازاني همچون ارنست گلنر، اريك هابسباوم و بنديكت اَندرسون با انتشار آثار خود به مهم‌ترين نظريه‌پردازان بحث‌هاي مليت و مليت‌گرايي تبديل شدند و مكتب مشهور به نوگرايي را (كه برخي از آن به عنوان ساختارگرايي و ابزارگرايي) نيز نام مي‌برند، پايه‌گذاري كردند؛ اما با انتشار تدريجي مقالات و سپس كتاب‌هاي آنتوني دي‌اسميت (كه خود دانشجوي ارنست گلنر بود، اما بعدها به نقد انديشه‌هاي استاد خود دست زد)، او به يكي از عمده‌ترين صاحب‌نظران آن عرصه تبديل شد. كتاب مهم او يعنينظريه‌هاي ناسيوناليسم كه در سال‌هاي دهه 1970م. منتشر شد هنوز هم برجسته‌ترين اثر در اين رابطه به‌شمار مي‌رود. اهميت دي‌اسميت تنها به اين دليل نيست كه برخلاف ساير نظريه‌پردازان حوزة ناسيوناليسم و قوم‌گرايي به يك اثر بسنده نكرده و هم‌چنان به انتشار آثار مهم در اين رابطه مشغول است (و در واقع با به راه انداختن نشرية «ملت‌ها و ناسيوناليسم»[2]، يكي از تخصصي‌ترين نشريات علمي ـ پژوهشي را در اين عرصه مديريت مي‌كند)، بلكه به اين جهت است كه پايه‌گذار مكتبي شد كه نقاط قوت و ضعف ساير كليت‌هاي عرصة مطالعات ملي را به بحث گذاشت و ديدگاه سومي را ارائه داد كه بيش از ساير مكتب‌هاي معروف به كهن‌گرايي٣ و نوگرايي4، به تبيين پديدة پيچيدة مليت و مليت‌گرايي و زيرشاخة پژوهشي آن، يعني قوميت و قوم‌گرايي نزديك است. اين مكتب بر آن بود كه نه ديدگاه كهن‌گرايان و ازلي‌گرايان را كه مي‌گويند مليت و مليت‌گرايي و يا اصولاً ملت پديده‌اي ازلي و بسيار كهن است (همانند وان دن برگه و پيروان او) نمي‌توان به‌طور دربست پذيرفت و نه ديدگاه نوگراياني چون اَندرسون، گلنر و هابسباوم و پيروان آنها كه برآنند اصولاً پديده‌هاي ملت و مليت‌گرايي پديده‌هاي كاملاً نوين و پيامد تحولات مدرن چون دولت‌هاي ملي و ايدئولوژي مليت‌گرايي و يا مهم‌تر از آن نظام اقتصاد سرمايه‌داري مي‌باشند. به نظر دي‌اسميت نگاه دقيق جامعه‌شناسي تاريخي و داده‌هاي موجود مربوط به تاريخ و تمدن بشري هم ديدگاه‌هاي كهن‌گرايان و هم نوگرايان را به‌طور نسبي مورد تأييد قرار مي‌دهد.

ادامه نوشته

کلید واژگان:حقوق بین الملل +جدایی طلبی+تجزیه طلبی+دموکراسی+کانادا+سودان

ساختار شکنی های عوامانه !

نقدی بر سمینار حقوق اقوام در کانادا

قومیت گرایان اغلب خود را در ارتباط با دیگری تعریف و معنا می کنند. هویتی که آن ها در صدد برساختن اش هستند قائم البذات نیست بلکه در تقابل با «دیگری» هایی است که در صورت غیابش، حضور آن هویت معنای چندانی ندارد. از این رو است که کم تر می بینیم به صورت ایجابی پیرامون هویت های قومی سخنی گفته شود. در ایران قومیت گرایان کرد یا آذری در مورد مولفه های هویتی که مدعی اش می باشند توصیف چندانی ندارند و علاقه منداند در نفی هویت کلان همگانی کشور سخن بگویند. همین اتفاق تکراری در سمیناری که اخیرا در کانادا برگزار شده است رخ داد.

سمیناری با عنوان «حقوق اقوام و ملیت های ایرانی» با حضور و سخنرانی چند تن از فعالان قومیت گرا در کانادا برگزار شد که در متن آن مطالبی پیرامون حقوق بشر،دموکراسی و حق تعیین سرنوشت مطرح گردید. در این همایش فعالان قومی از جمله یوسف بنی طرف،علی رضا اصغرزاده  و امیرحسن پور به سخنرانی و ارائه مطالب و دغدغه های خود پرداختند.

در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت بر برخی سخنان آقای امیر حسن پور و و مطالبی را در نقد سخنان ایشان بیان خواهیم کرد. علاقه مندان به خواندن متن کامل گزارش این سمینار می توانند به سایت شهروند-کانادا مراجعه نمایند.

امیر حسن پور در ابتدای سخنان خود پیش از هر چیز بیان می دارد که معتقد به مرز،کشور و وطن نیست و از تقسیم جهان به ملت های مختلف ها ناراحت است. اما ایشان در ادامه سخنانشان از ملی گرایی برخی از ملت ها که آن ها را ملل تحت ستم می خواند دفاع می کند. وی بدون اثبات حضور ملیت های مختلف از کشور و بدون این که عنوان کند تعریف اش از ملت بر چه اصول و رویکردی استوار است، اقوام و تیره های ایرانی را به حد ملت می رساند، ولی بیان نمی دارد که چگونه می توان برای نمونه گروه جمعیتی کرد را در ایران(با همه ویژگی ها و گوناگونی های درون قومی) در قالب یک ملت تعریف نمود.

سخنان وی فارغ از اینکه دارای چارچوب و اسلوب مشخصی نبود، شامل ادعاهای مبهمی نیز می شود که پیش از ورود به اصل بحث خالی از لطف نیست که بخشی از آن را مرور کنیم. وی عنوان می کند:

«از نظر من دموکراسی اعمال قدرت یک طبقه است. سلطه یک نظام است و دموکراسی و دیکتاتوری مانعه الجمع نیستند. هر دو معمولا با هم می آیند.»

به نظر نمی رسد این جملات در تایید دموکراسی و راه حل های دموکراتیک بوده باشد. یعنی ایشان رابطه دموکراسی و دیکتاتوری را یک رابطه معکوس نمی پندارد و از سوی دیگر سعی دارد دموکراسی را به صورت ایدئولوژیک تبیین نماید، همین تعریف باعث می شود که ایشان در فرازهای بعدی دولت هایی مانند سودان و سریلانکا را واجد صفات دموکراتیک معرفی نمایند و لیبرال دموکراسی متهم به نسل براندازی،تبعید دسته جمعی و کشتار اقلیت ها کنند.

ادامه نوشته

کلید واژگان:ناسیونالیسم+پست مدرنیسم+علی رضا اصغرزاده+قومیت گرایی+پان آذریسم

تاملی بر رویکردهای پست مدرن،در نقد ناسیونالیسم

در میانه های دهه ی نود شاهد بودیم که دیدگاه های انتقادی یا انکار گرا در حوزه گفتمان ملی، با رویکردهای پسامدرنی موضوعیت پیدا کرد. مصطفی وزیری در ایالات متحده یکی از نخستین کسانی بود که با چنین نگاهی سعی می کرد ناسیونالیسم را به چالش بکشاند. دیدگاه های انکارگرا به مقوله گفتمان ناسیونالیسم اغلب از دو موضع دین محوری و قوم محوری مطرح می شود و اخیرا نیز هر دو گروه سعی کرده اند با استفاده از مولفه های فکری پست مدرنیسم این انتقادات را شدت بخشند. به نظر می رسد کسانی که تلاش دارند با استفاده از مولفه های پست مدرن در نقد ناسیونالیسم بکوشند دچار برخی آسیب های روش شناختی و هستی شناختی اند که باعث تناقضات نظری در آرای شان می گردد.

پرسش اصلی جستار پیش رو این است، چرا قوم گرایان تلاش دارند با ادبیات پست مدرن به انتقاد از ملی گرایی بپردازند؟ آیا آن ها ذاتا پست مدرن اند و یا برای رسیدن به هدف استفاده ابزاری از مولفه های پست مدرن را مد نظر دارند؟

برای پاسخ به این پرسش بنیادین ناچار از پاسخ دادن به پرسش دیگری نیز هستیم. قوم گرا و تجزیه طلب کیست؟ ناسیونالیسم چیست و نسبت بین این دو  در كجاست؟

ادامه نوشته

کلید واژگان: حقوق بشر،حق تعیین سرنوشت،حاکمیت ملی+لیبرالیسم

حقوق بشر بر بنیاد استقلال و حاکمیت ملی

سالار سیف الدینی

به نقل از مجله راه وطن

بر اساس داده های یکی از پژوهش های معتبر، از سال 1945 تا 1997 بیش از صد و بیست جنگ و درگیری عمده در جهان صورت یافته است. از این تعداد هشتاد مورد در زمره ی جنگ های قومیتی و مذهبی بوده اند و پیامدهای دهشتناکی چون پاکسازی های قومی و جنگ های داخلی را در پی داشتند.

شاید بتوان گفت عبارت ها و مفاهیم فریبایی چون حق تعیین سرنوشت و زبان مادری همچون هژمونی طبقه کارگر و جامعه بی طبقه،به آسانی همچون باروت بر افروخته می شوند و اذهان بسیاری را به خود مشغول می کنند. بر خلاف آن چه که وانمود می شود،حق تعیین سرنوشت نسبتی با مرزبندی های زبانی و قومی در جوامع ندارد و تنها راه حلی بود برای برون رفت از مشکلات حاصل از دوران استعماری و فروپاشی امپراتوری های مستعمراتی.

ادامه نوشته

Race and Ethnicity: Identity, Culture and Society

نژاد و قوميت (فرهنگ، هويت و بازنمايي)

بهاره سازمند

«استفن اسپنسر»، استاد گروه جامعه‌شناسي دانشگاه شفيلد هالام[1] مي‌باشد. وي در سال 1991.م، به ايالات متحده آمريكا، مكزيك و حوزه كارائيب مسافرت كرد و تحقيقات خود را در زمينه هويت قومي در گويان كامل نمود. اسپنسر نويسنده مقالات و كتاب‌هاي متعددي است كه يكي از آنها «هويت قومي در گيانا» نام دارد و توسط انتشارات ديدو[2] به چاپ رسيده است. كتاب ديگر وي نيز «هويت اجتماعي: رهيافت‌هاي چندرشته‌اي» مي‌باشد كه با همكاري «گري تيلور»3 نوشته شده و انتشارات راتلج آن را منتشر نموده است(1). كتاب «نژاد و قوميت (فرهنگ، هويت و بازنمايي)» كه در ادامه به معرفي آن پرداخته مي‌شود، از جمله آثار اسپنسر است كه در سال 2006 ميلادي منتشر شده و دربرگيرنده 237 صفحه مي‌باشد.

معرفي

كتاب «نژاد و قوميت»، داراي يك مقدمه و 9 فصل مي‌باشد كه فصل نهم آن در واقع همان نتيجه‌گيري مباحث ارائه شده در كل كتاب است.

نويسنده در مقدمه بيان مي‌دارد كه هدف كتاب حاضر اين است كه معاني، تصاوير، بازنمودها و تعاريف نسبت داده شده به گروه‌ها و اقشاري كه به‌واسطه نژاد و يا قوميت از يكديگر متمايز مي‌شوند را مورد بررسي قرار دهد و اين امر نيز از طريق تجزيه و تحليل نمونه‌هايي از سراسر جهان و نمونه‌هايي كه در زندگي روزمره وجود دارند، صورت مي‌گيرد. استراليا، مالزي، حوزه كارائيب، مكزيك و بريتانياي كبير، نمونه‌هايي هستند كه نويسنده از سراسر جهان برمي‌شمرد و مؤلفه‌هاي نژادي و قوميتي آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهد. همچنين مباحثي مثل منازعات قومي، نژادگرايي‌، سياست چندجانبه‌گرايي، اقوام پراكنده، پناه‌جويان، آوارگان، هويت‌هاي دورگه، نژادهاي ادغام شده و مانند آن مباحثي هستند كه ما در زندگي روزمره با آنها سروكار داريم و نويسنده به تبيين و بررسي و تجزيه و تحليل اين مفاهيم نيز مي‌پردازد(2).

ادامه نوشته

کلیدواژگان: زبان مادری+مصالح ملی

زبان مادری و یکپارچگی ملی

تیرداد بُنکدار( کارشناس ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران) 

روشنفکران فرانسوی که برای ملل جهان سوم دلسوزی می کنند و پاره ای از اقوام مانند کردها را "فراموش شدگان تاریخ "می نامند و گویا در فکر حفظ حقوق آنها هستند، در مورد اهالی کرس نظر دیگری دارند و معتقدند که دویست سال زندگی مشترک آنان با مردم فرانسه کافی است تا اهالی کرس نیز فرانسوی محسوب شوند. وزیر کشور سوسیالیست فرانسه از "خلق" خواندن مردم کرس خودداری می کرد و یکی از استدلال های او، علاوه بر مخالفت این امر با قانون اساسی، این است که:«جزیره کرس نمایندگانی را در ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۰ در جشن فدراسیون فرانسه داشت. ۱۴ ژوئیه ای که امروزه ما هرساله مراسم آن را به نام جشن اتحاد برگزار می کنیم.»اما همین روشنفکران در مورد اقوام ایرانی، همزیستی "هزاره ها" را فراموش می کنند. زیرا اقلیت ها فقط در کشورهای دیگر قابل حمایت هستند و نه در خود فرانسه. فرانسویان صدسال پیش از این در لبنان از گروه ویژه ای حمایت می کردند و امروزه از کردها، ولی در خود خاک فرانسه از توجه به زبانهای محلی وحشت دارند.(1)

آنچه در بالا نقل شد پیش درآمدی بود بر ریشه یابی برخی از نسخه پیچی هایی که در روزهای اخیر از طرف برخی رسانه های بیگانه در مورد جایگاه زبان پارسی در ایران، صورت گرفته است. حال با این پیش زمینه گفتار خود را پی می گیرم.

حق بهرمندی افراد متعلق به اقلیتهای قومی و زبانی، از آموزش زبان مادری، امروزه یک حق پذیرفته شده در اغلب کشورهای چند زبانی جهان است. حتی کشوری چون ترکیه نیز که تا همین یک دهه پیش، منکر موجودیت قوم کرد در کشور خود بود، چندی قبل اجازه راه اندازی شبکه تلوزیونی محلی برای مناطق کردنشین این کشور را صادر نمود. اما نکته قابل تامل در این جاست که هرچقدر که اقلیتهای قومی و زبانی از اقدامات خشونت آمیز و بر علیه امنیت ملی کشور متبوع خود فاصله گرفته اند، دولت ها را به اعطای امتیازات گسترده تری در حیطه حقوق فرهنگی و قومیتی خود متقاعد کرده اند. به ویژه آنکه اعطای این حقوق و امتیازات، از هیچ پشتوانه الزام آوری در حقوق بین الملل (به غیر از کشورهای عضو یا خواهان عضویت در اتحادیه اروپا) برخوردار نیست.

ادامه نوشته

کلید واژگان:ناسیونالیسم ایرانی.ملیت.دین اسلام.تشیع

دین و ملیت در هویت ایرانی

دکتر حمید احمدی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)

مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی بهار84

 


فایل پی.دی.اف را دانلود نمایید

کلید واژگان:ملیت،هویت،نظریه های ملت،ملیت ایرانی

هویت و ملیت ایرانی در فراخنای تاریخ

صادق جوکار (دانشجوی دکتری روابط بین الملل- دانشگاه تهران)

l  مجله راهبرد ، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام

1-      جامعه شناسی

1-1-             جامعه شناسی دایره المعارفی

1-2-            جامعه شناسی تاریخی تحقیقی

1-3-            جامعه شناسی تاریخی مبتنی بر تضاد

1-4-            جامعه شناسی تاریخی اسپنسری

1-5-            جامعه شناسی تاریخی وبری

2-          تعریف مفاهیم

2-1-هویت

2-2- ملت

2-3-هویت ملی

3-          نظریات هویت ملی و ملت

3-1-            ازلی انگاری قوی

3-2-            نظریات مدرن

3-3-            ظهور نظریه بینابین اسمیت و نقد اندیشه هابزباوم

4-          چیستی هویت ملی ایرانی

4-1-            دوره تکوین ملت و هویت ملی

4-1-1- نظام عقیدتی فرهنگی

4-1-2- نظام سیاسی ایرانشهری و اندیشه فره ایزدی

4-1-3- ظهور بحران اول

4-2-            بحران حمله اعراب و دوران ملت بدون دولت

4-3-            تکاپو برای تشکیل دولت از صفاریان تا صفویه

4-4-            دولت صفویه و تشکیل دولت ملی

5-          فرجام

 

 فایل پی.دی.اف را دانلود نمایید

کلید واژگان:قفقاز.درگیریهای قومی.گرجستان.ارمنستان.آذربایجان.اوستیای جنوبی

چالش های قومی در قفقاز 

دکتر حسین احمدی (عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد و پژوهشگر مسائل قومی)

- پیشگفتار

- گرجستان

-اوستیای جنوبی

-آبخازیا

-آجاریا

-ارمنی ها

- آذری ها

- مسختی ها

-مناقشه های مذهبی


فایل پی دی اف را دانلود نمایید

ناسیونالیسم در بالکان

 

بالکان در عصر ناسیونالیسم

استفان.ر.اسواردس

فایل پی.دی.اف را دانلود نمایید

نهضت مشروطیت

ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران

شادروان فریدون آدمیت

محمد علی شاه همین اندازه فهمیده بود که با مجلس سرو کار داشتن مایه دردسر است. اما نفهمید که مجلس نماینده حاکمیت ملی است و قانون اساسی سلطنت را به نام ملت به او تفویض داشته...

فایل پی دی اف را دانلود نمایید

اندیشه های طالبوف

اندیشه سیاسی طالبوف تبریزی 

رضا اکبری نوری (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد)

اطلاعات سیاسی-اقتصادی

-پیشگفتار

-شالوده اندیشه سیاسی طالبوف

-وضع ایران از نگاه طالبوف

-در بیان علل و و درمان بیماری

-طالبوف و آزادی

-فلسفه حق از دیدگاه طالبوف

-در بیان حکومت

-طالبوف،ناسیونالیسم و استعمار

-طالبوف و استعمار

-شناخت اندیشه سیاسی طالبوف

-منابع

فایل پی.دی.اف را دانلود نمایید

رهیافت های جدید به ناسیونالیسم

رهیافت های جدید به ناسیونالیسم

اوموت اوزکیریملی

فایل پی.دی.اف را دانلود نمایید

برداشت های نادرست از اصل 15 قانون اساسی

                                

                                 برداشت های نادرست از اصل 15 قانون اساسی

سالار سیف الدینی

تفسیر و تعبیر قانون مستلزم تخصص و نگاه ویژه ای است که دست یابی به آن با تیزبینی و تحصیل در رشته های مربوطه امکان پذیر است. گزاره های حقوقی همواره معنا و بار تخصصی خود را دارند و اغلب بیرون از این چارچوب معنا پذیر نیستند. به علاوه تفسیر حقوق اساسی شهروندان هنگامی نتیجه مطلوب اجتماعی به بار خواهد آورد که توام با زمان- آگاهی و واقع بینی باشد. رویکرد ابزار انگارانه به قوانین به ویژه در زمینه مسائل حقوق بشری همواره و در هر زمانی نخستین ضربه را به همان مفاهیم وارد خواهد آورد.

 با این وجود، گاه و بیگاه تفسیرهای نا به جا و تلقی های دور از واقع، از برخی اصول قانون اساسی در جامعه شیوع پیدا می کند که به نوبه خود زمینه ی خواسته ها و مطالبات بی پایه را فراهم می آورد که می تواند باعث گمراهی شهروندان، در شناسایی حقوق و تکالیف شان گردد.

ادامه نوشته